صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٣
درست کردهاند، که پنج مقابل زیادتر از آنى است که در آن ٢٠٠ هزار نفر را در یک بمب کشتند. افتخارشان به این که دنیا را متبدل کردهاند و مىخواهند بکنند. یک جمعیت آدمکش و آدمخوار، اگر تمدن این است، همه عالم باید از تمدن بیزار باشند. مجرد اینکه طیاره درست کنند، ما قبول داریم خوب جهت مادیش صحیح است، اما جهت انسانیش، آن چیزى که بشر را به آرامش مىکشد، آن چیزى که انسان را متمدن مىکند، در غرب از آن خبرى نیست. اگر باشد، در شرق است. آنکه ضامن این است که یک کشورى درست بکند که متمدن باشد، آزادیخواه به معناى حقیقیش باشد، استقلال داشته باشد به معناى حقیقیش، آن مکتب انسانیت است، غیر از او هیچ نیست. آنکه مىتواند آزادى به مردم بدهد، آن آزادى که در غرب است یک قدرى فحشاست که هر جورى دلشان مىخواهد عمل کند در شهوات، هیچ قید و بندى نباشد، آزادند هر طورى دلشان مىخواهد در فحشا غوطهور شوند. یک مقدارش هم کلاه سر ما گذاشتن است که ما آزادى مىدهیم. در زمان رژیم سابق مىگفتند که آزادى زیاد دادند کارتر مىگفت که زیاد آزادى دادند به این ملت، این فریادى که از مردم بلند مىشود، براى اینکه آزادى زیاد است!! این حبس و این زجر و این بساطى که در ایران بود و یک حبس بود مملکت ما که ٣٥ میلیون جمعیت توى حبس بودند، نه یک مطبوعات ما آزاد بود، یک کلمه نمىتوانستند بنویسند، نه رادیو آزاد بود، یک کلمه نمىتوانستند خلاف بگویند، همه آن دیکته بود و از طرف سازمان امنیت درست مىکردند و دست اینها و از طرف بالاترها هم درست مىکردند و دست آنها هم مىدادند. یک وکیل را ملت تعیین نکرده، اینکه حالا فلان جمعیت مىگویند که نخیر ما آزادى داشتیم و وکیل خودمان است، براى اینکه مىخواهند این را از آن چیزى که دادگاهها دارند مطالعه مىکنند، مىخواهند نجات بدهند نه این است که وکیل را خودشان تعیین کردند، خودى در کار نبود که تعیین کند. آزادى به این معنا که مردم در انتخابشان آزاد باشند، در اقوالشان آزاد باشند، مطالبى که دارند بتوانند بگویند، هیچ اصلاً نبود.
جدیت در تحقق محتواى اسلام در داخل و خارج
آنى که آزادى به مردم مىدهد، آزادى در حدودى که فحشا نباشد، آنى که مخالف با شخصیت انسانى است، نباشد، این را مکتبهاى توحیدى مىدهند که در رأس آنها اسلام است. گرایش باید پیدا کرد به این مکتب. اگر بخواهید سعادتمند بشوید، جدیت کنید که این مکتب تحقق پیدا کند در خارج. حالا یک اسمى هست، در عین حالى که اسمى هست، از همه آن رسمىها بهتر است. همین حالایش هم از آنها بهتر است، دلیلش این است که ما اشخاص مختلف که آن روز نمىتوانستیم در یک مجمعى در یک مجلسى با هم مجتمع بشویم، اگر شما مىآمدید اینجا وقتى بیرون رفتید باید بروید حبس، الان آزاد نشستهاید، قلمها هم آزاد است. حتى آنهائى که بر خلاف نهضت هم هستند، به آنها حرفى نمىزنند، دارند مىنویسند و مىگویند و مزخرفات خودشان را مىگویند. الان هم که باز ما یک اسمى از جمهورى اسلامى داریم و باز محتوایش به آنطورى که دلخواه است تحقق پیدا نکرده است، باز نه