صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٥
اینکه عمق مسائل را درست ادراک نکردهاند شروع مىکنند به اینکه استراحت بکنند، سستى پیدا مىکنند و عمده، اختلافات، جدا از هم بشوند، آنوقت که با هم مجتمع بودند فتح کردند، حالا آنهایى که شکست خوردند دارند با هم مجتمع مىشوند، اینهایى که فتح کردند دارند از هم جدا مىشوند، نتیجه چه میشود؟ نتیجه این مىشود که همان رمزى که در فتح شما بود در اینها پیدا مىشود و همان رمزى که در شکست آنها بود در شماپیدا مىشود. پس ما باید چه بکنیم؟ این فتحى را که کردید، یک فتح کوچکى نبود، ما باز ادراکش را خیلى نمى کنیم، اینهائى که از خارج مىآیند، از امریکا مىآیند، از انگلستان مىآیند، از بلاد خارج و غرب مىآیند، اینها گاهى به ما مىگویند که ایرانیان نمىدانند که چه کردهاند، نمىدانند که چه فتحى کردهاند، یک فتحى بوده است که همه عالم را به تعجب واداشته است که چطور یک جمعیتى که هیچ چیز دستشان نبود بر یک قوائى که همه قواى عالم با هم جمع شده بودند، شما خیال مىکنید که فقط محمد رضا بود و امریکا؟ مسأله این نبود، محمدرضا بود و دنبال سرش همه دولتها، چه اسلامى و چه غیر اسلامى، همه دنبال سرش بودند. بى جهت بود که ما را در کویت راه ندادند؟ با ما دشمنى نداشتند آنها، براى اینکه پشت سر او بودند. بىجهت بود که ما را کارى کردند که نتوانیم عراق بمانیم؟ بىجهت بود که من ممالک اسلامى را رها کردم و رفتم به خارج، در یک مملکت کفرى؟ اینها همه جهت داشت براى اینکه من دیدم همین کارى که عراق دارد مىکند و همین کارى که کویت مىکند نمىگذارد ما از این طرف شهر برویم آن طرف شهر سوار طیاره بشویم و برویم، اینقدر هم مانع شدند، گفتند از همان جا که آمدید به همان جا برگردید. این براى این بود که همه اینها طرفدار بودند با آن رژیم، آنوقت آن قدرتهاى بزرگ هم همه پشت سرش بودند، بعضىها صریح مىگفتند مثل امریکا و انگلستان، بعضىها هم صریح نمىگفتند لکن بودند براى اینکه منافع خودشان را به وجود او مىدانستند و متأسف بودند از رفتن او.
در عین حال که همه قوههاى عالم بر خلاف یک ٣٥ میلیون جمعیت، یک جمعیت ایرانى، همه قوههاى عالم مخالف، معذلک نتوانستند نگه دارند او را چه اسباب این شد که یک همچو پیروزى پیدا شد؟ ماها چنین عرضهاى داشتیم؟ نه، ایمان و نظر خدا بوده وقتى همه شما از ظلم بیزارید و همه شما به عدالت اسلامى رو آوردید خداى تبارک و تعالى به شما کمک مىکنند، ملائکة الله به شما کمک مىکنند، این ملائکة الله که در جنگهاى اسلامى به جمعیتهاى کوچک کمک مىکردند که پیروز مىشدند بر جمعیتهاى بزرگ، منتها خود مردم آنجا نمىدانستند، پیغمبر(ص) مىدانست به وحى، الان هم اگر پیغمبر بودند، شاید مىفرمودند که شما این پیروزى را که پیدا کردید ملائکةالله با شما موافق بود، همه اسلام را مىخواستید، دین حق را مىخواستید و از رژیم فاسد اعراض کردید، این اسباب این معنا شد، این دو تا کلمه، همه با هم وحدت کلمه و همه با هم اسلام. این دو تا کلمه رمز پیروزى شما بود و عمل به آیه کریمه: واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا در این آیه همین رمز است که همهتان با هم به خدا بپیوندید و جدا از هم نباشید، اجتماع با هم باشد و توجه به خدا باشد، تفرقه هم نباشد در کارهایتان، این اسباب این شد که یک جمعیت کمى با نداشتن هیچ ساز و برگ