صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٠
شغل معلم اخراج بچهها و کودکان است از ظلمت به نور
شغل شما اخراج بچهها و کودکهاست از ظلمتها به نور. تعلیم و تربیت انسانى، تعلیم و تربیت اسلامى، آنها را از اخلاقى فاسد نجات بدهید، آنها را از این آمال و آرزوهائى که بواسطه آن به فسادکشیده مىشوند، بر حذر دارید، بچهها را تربیت کنید. شما معلمین یک شغل بسیار شریف دارید که همان شغل الله است، همان شغل انبیاءاست و یک مسئولیت بسیار بزرگ دارید که همان مسئولیت انبیا است، منتها انبیا از مسئولیت بیرون مى آیند براى اینکه عمل مىکنند به آنچه فرمودهاند، به آنچه مأمور هستند، ماها هم باید عمل بکنیم، اگر چنانچه خداى نخواسته بچههائى از دامنهاى شما و از کلاسهاى شما بیرون بیایند که بر خلاف تربیتهاى انسانى اسلامى باشد، شما مسئول هستید ،مسئولیت بزرگ است. یک انسان درست ممکن است یک عالم را تربیت کند، یک انسان غیر سالم و یک انسان فاسد عالم را به فساد مىکشد. فساد و صلاح از دامنهاى شما و از تربیتهاى شما و از مدارسى که شما در آنجا اشتغال دارید، از آنجا شروع مىشود.
اینها مىخواهند بچهها را از دامن مادرشان جدا کرده و به پرورشگاهها بفرستند
اینهامىخواهند بچههارا از دامن مادرشان جدا کرده و به پرورشگاهها بفرستند براى خانم یک مطلب بالاتر است و آن مطلب، تربیت اولاد است. شما گمان نکنید اینها که همیشه از مادر بودن و از اولاد داشتن و از تربیت اولاد داشتن، اینها تکذیب مىکنند و مطلب را یک مطلب خیلى سستى مىگیرند و مطلب را یک مطلب بسیار پائینى مىگیرند،اینها غرض صحیحى دارند. اینها مى خواهند از این دامن که بچه خوب مىخواهد در آن تربیت بشود، بچهها را از این دامنها دور کنند، بچهها را از همان اول به پرورشگاهها بفرستند، زیر دست دیگران، زیر دست اجانب بچهها را تربیت کنند،آنهامىخواهند انسان درست نشود،دامنهاى شما دامنهائى است که انسان درست مىکند. اینهامىخواهند بچهشما را راازاینجا نگذارند با شما باشند و نگذارند انسان درست بشود. بچههائى که از دامن مادر جدا شدهاند و در پرورشگاهها رفتند، اینها چون پیش اجنبى هستند و محبت مادر ندیدهاند، عقده پیدا مىکنند، این عقدهها منشاء همه مفاسدى است یا اکثر مفاسدى است که در بشر حاصل مىشود. این جنگهائى که پیدا مىشود از عقدههائى است که در قلوب این خونخوارها هست. این دزدىها این خیانتها،اینها اکثرا از عقدههائى است که در انسان است. بچههاى شما را اگر از شما جدا کردند، به واسطه نداشتن محبت مادر، عقده پیدا مىکند،به فساد کشیده مىشود. مأمور بودند این دستگاه به اینکه بچههاى مارا به فساد بکشند،از آن اول نگذارند در یک دامن محبت بزرگ بشود، تربیت بشوند، تا عقده پیدا بشود. بعد هم زیر دست معلمهائى که خودشان تعیین کردند و بعد هم در دانشگاهى که خودشان تأسیس کردند، از این پائین تا آن بالا فساد، اخراج من النور الى الظلمات، نگذاشتند اینکه یک تربیت انسانى پیدا بشود. دامن مادر بزرگترین مدرسهاى است که بچه در آنجا تربیت مى شود، آنچه که بچه از مادر مىشنود غیر از آن چیزى است که از معلم مى شنود، بچه از مادر