صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٨
بخواهیم بکنیم، نه آزادیم که پیشتر نمىتوانستیم عمل به اسلام و مقاصد اسلامى را بگوئیم، حالا آزادیم که مقاصد اسلامى را بگوئیم.
امروز تمامى چشمها براى طرح اشکال متوجه جمهورى اسلامى است
الان همه چشمها دوخته شده است به این مملکت و شاید بیشتر به این بنگاه که این بنگاهى که در اسلام در طبقه بالا واقع شدهاند، مربى هستند، تربیت مىخواهند بکنند، سخنگوى اسلام هستند، اینها چه مىکنند وضع همان وضع است و لفظ تغییر کرده است یا خیر حالا وضع را دارند تغییر مىدهند محتوا را دارند تغییر مىدهند، متبدل شدهاند، همین طورى که حکومتشان، رژیمشان متبدل شد از طاغوتى به رژیم اسلامى، این قشر هم که قشر روحانى باشند اعم از مراجع اسلام، از علماى اسلام و از خطباى اسلام، از همه اینها، مسألهگوى اسلام، همه اینها که در این بنگاه واقع شدهاند، نظرها الان دوخته شده است به اینکه اینها چه مىکنند، الان در چه حالى هستند، تغییرى در ورحیه اینها پیدا شده، در اعمال اینها پیدا شده است یا اعمال همان اعمال و روحیه همان روحیه و یک لفظى را برداشتند یک لفظ دیگرى جایش گذاشتند. در دولت هم همین طور، در وزارتخانهها هم همین طور، در ادارات دولتى هم همین طور است، در ارتش هم همین طور، همه جا همین است مطلب، منتها یک چشمهاى دشمن است که به ما دوخته شده است و یک چشمها هم از غیر دشمن آن چشم دشمن که به ما دوخته شده است، هم در داخل کم نیستند و هم در خارج زیادند. اینها چشمهایشان را دوختهاند به ما که از ماها اشکال بگیرند، به ما اشکال بکنند و اشکال را به آن باد بزنند تا زیاد بشود، یکى را چندین هزار کنند و در مجلات اینجا و روزنامههاى اینجا به طور کنایه و رمز و در خارج به طور صریح حمله کنند، نه حمله به بنده و شما، حمله به مکتب. مسأله این است که از اعمال ماها یک بهانهاى دست دشمن داده بشود که مکتب ما را بگویند اینطورى است. این مکتب دارها شما هستید اگر مکتب دارها خدشه در آنها پیدا شد، آنها مىگویند مکتب خدشه دارد، براى اینکه سایر قشرها سر و کار با موارد طبیعت دارند، با اسلام هم اگرسر و کار دارند، به این رژیم طبیعى اسلام آنها سر و کار دارند اما شماها و ماها همه ادعایمان این است که ما سر و کار با ارواح مردم داریم ما خواهیم روح مردم را تربیت کنیم، اگر چنانچه ما که سروکارمان با معنویات اسلام است و با واقعیات اسلام است، از ما یک مسائلى ببینند، در محراب ببینند، در مسند ببینند، در منبر ببینند، اگر ببینند، نمىگویند که این آقا که منبر است یک آدم کذائى است، مىگویند که روحانیون اینطورند، اهل منبر، خطباى اسلام اینطورند، بعد جرش مىکنند به اسلام که اصلاً این همین است دیگر،این رژیم هم همان رژیم است منتها یک اسمى را تغییر دادند و یک افرادى رفتند، یک ظلمهاى رفتند و یک ظلمهاى دیگر جایشان نشستند، یک منحرفینى رفتند یک منحرفهاى دیگر جایش نشستند. اینها براى ما یک همچو چیزهایى درست مىکنند. امروز مسئولیتمان مسئولیت شخصى نیست که من موظفم که حفظ آبروى خودم را بکنم. این وظیفه است براى همه، هر کسى وظیفه دارد حفظ حیثیت و آبروى خودش را بکند، اختیار ندارد که آبروى خودش