صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣
این مخدرات که دیگر یک کسى که عادى به هروئین شد دیگر آدم اسمش را نمىشود گذاشت، یک موجودى است که آنجا نفس مىکشد، این نمىتواند مبدأ یک کارى بشود، نمىتواند یک ادارهاى را اداره کند، نمىتواند تفکر بکند در امورى که مملکتش احتیاج به او دارد و همین طور مراکز فحشا که درست کردند، هر جا مىرفتى یک مرکز فحشا بود که جمع مىشدند در آن این اشخاصى که عادى شدند به این، جوان است، جوان وقتى عادى شد به این مراکز فحشا همه چیزش مىشود آن فحشا، آن دیگر نمىتواند تفکر کند که مملکتش دارد چه میشود، نمىتواند تفکر کند که کى دارد مملکت را اداره میکند چه جورى دارد اداره مىکند، کارى به این کار ندارد. او فقط دنبال این است که ببیند که آن مرکز بهتر ارضاء مىکند او را یا آن مرکز دیگر. دنبال همین است. یک عده کثیرى از جوانهاى ما را هم کشیدند در این مراکز. سینماهاى آن زمان هم همین بود حالایش را من نمىدانم، سینماها آن زمان هم همین بود که کسانى که عادى شده بودند بروند سینما، اینها دیگر نمىتوانستند فکر کنند، بنشینند فکر کنند که کشورشان به چه احتیاج دارد، کى دارد کلاه سرشان مىگذارد. اصلاً - فکر - همچو فکرى در آنها نمىآید، چنان خیالى منعکس نمىشود، هر چه در ذهنش مىآید آن پرده سینما و آن بساطى که آنجا هست. سینمائى که باید معلم این جوانها باشد، مربى این جوانها باشد، اصلاح کند اینها را، جورى درستش کردند که به فساد مىکشاند آنها را.
آنهائى که، عقلائى که اینها را درست کردند اگر براى ماها درست کرده باشند روى همان عقل خودشان براى مهار ما براى این است که جوانهاى ما را از دستمان بگیرند و اما براى خودشان اگر درست کرده باشند ممکن است که یک اغراض صحیحى هم داشته باشند لکن مطبوعات، سینما، تلویزیون، رادیو، مجلهها، همه اینها براى خدمت به یک کشور است، اینها باید در خدمت باشند، نه اینکه هر کس پا شود و یک مجلهاى درست کند و هر چه دلش بخواهد در آن باشد و هر عکسى بهتر مشترى داشته باشد توى آن بیندازد. عکس مهیج، عکسهاى مهوع در آن بیندازد که مشترىهایش زیاد بشود آنوقت اسمش مطبوعات است و عرض مىکنم صاحب قلم است و آزادى هم مىخواهد!! باید دید تو چه مىکنى، چه خدمتى دارى به این مملکت مى کنى، با قلمت دارى چه مىکنى؟ با قلمت بچههاى ما را دارى به باد فنا مىدهى یا تربیت مىکنى؟ مطبوعاتى که در زمان این پدر و پسر بود حساب شده، نه همین طورى، حساب شده اینها به خدمت خارجىها بودند، به خدمت اجانب بودند، ولو خودش نمىفهمید، ولو خودش هم نمىفهمید لکن با حساب درست کرده بودند اینطور که این مجله باید حتما در آن یک صورتهاى کذایى باشد، یک چیزهائى باشد که اعوجاج بیاورد که بچهها و جوانهاى ما وقتى عادت کردند به این مجله دیگر نروند سراغ یک فکر دیگرى، همهاش فکر روى این نقشهها باشد و روى این صورتها باشد، روى این بساط، یا اگر جوانهاى ما رفتند در سینما و عادت کردند به این، دیگر نروند سراغ یک فکر دیگرى، فکر دیگر را از آنها بگیرند. تا حالا اینجور بوده، حالا از این به بعد هم مىخواهد اینجور باشد؟ اگر از این به بعد هم مىخواهد اینجور باشد، ما از جمهورى اسلامى، لفظ جمهورى دستمان آمده باقى همان طاغوت، همان است. اگر بیدار شدند این