صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٧
سفارش به وکلاى مجلس در پیمودن مسیر ملت
و من سفارش مىکنم به آنهائى که خداى نخواسته یک آرائى دارند بر خلاف مسیر ملت، من سفارش مىکنم به آنها که طرحشان راو آرایشان را بگذارند براى یک وقت دیگرى و یک وقتهاى دیگرى این کارها را بکنند،حالا وقت این نیست که آرائى که خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. خلاف در این مجلس یک چیزهایى و یک حرفهائى زده بشود که بر خلاف مسیر ملت است،اینها وجاهت خودشان را در بین ملت مىبرند و خداى نخواسته بعدها برایشان خیلى نفع ندارد. همان مسیرى که ملت داشتند، همین چیزى که اگر مىخواهید مطابق به قول خودتان دموکراسى عمل بکنید، دموکراسى این است که آراء اکثریت و آنهم اینطور اکثریت معتبر است، اکثریت هر چه گفتند آرایشان معتبر است ولو به ضرر خودشان باشد. شما ولى آنها نیستید که بگوئید که این به ضرر شماست ما نمى خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید، ولى آنها نیستید. بر طبق، آنطورى که خود ملت مسیرش است، خواهش مىکنم از اشخاصى که ممکن است یک وقتى یک چیزى را طرح بکنند که این طرح بر خلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند ازاول، لازم نیست، لازم نیست هر مطلب صحیحى را اینجا گفتن. شما آن مسائلى که مربوط به وکالتتان است و آن مسیرى که ملت ما دارد، روى آن مسیر راه بروید ولو عقیدهتان این است که این مسیرى که ملت رفته، خلاف صلاحش است. خوب باشد، ملت مىخواهد اینطور بکند، به من و شما چکار دارد؟ خلاف صلاحش را مىخواهد انجام بدهد. ملت رأى داده و رایى که داد، متبع است. در همه دنیا رأى اکثریت آن هم یک همچو اکثریتى، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند ساله ملت، آن هم این مصیبتهائى که ملت ما در راه این مقصد کشیدهاند انصاف نیست که حالا شما بیائید یک مطلب بگوئید که بر خلاف مسیر است ،یعنى انصاف نیست که نمى شود،پیش هم نمىرود، اگر چنانچه یک چیزى هم گفته بشود، پیش نمىرود براى اینکه اولا مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از طرف ملت براى هر چیزى و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، بر خلاف مصلحت ملت است، بر خلاف مصلحت خود آقایان است.
اسلام مترقى ترین مکتب هاست
و من از خداى تبارک و تعالى خواهانم که آقایان انشاءالله با سلامت و موفقیت این راه را طى بکنند و یک قانونى که مطابق با اسلام و مترقى و همه چیزش تمام باشد، و ما اسلام را مترقى ترین مکتبها دانیم و هر مکتبى هر چه مىخواهد بگوید، بگوید. ما اسلام را مکتب مترقى مى دانیم و شما فرض کنید که مکتب مترقى نیست، ما این را مىخواهیم. ما این را مىخواهیم. مترقى اسمش را مىگذارید، بگذارید، غیر مترقى هم اسمش را مىگذارید، بگذارید، ما را وحشى هم بدانید، بدانید. ما این را مىخواهیم. ملت ما هم این را مىخواهند و من معذرت مى خواهم از آقایان که در این هواى گرم تشریف آوردند. موید باشید.