صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٤
فاسد بیایند بگویند که نخیر، اسلام نه، همان جمهورى بخواهند و چند نفر آدم به یک ملت تحمیل کنند و بعد بگویند که ما آزاد نیستیم. آزادى این است که شمائى که در اقلیت هستید (نه آن اقلیتى که حزبها بعضى شان اقلند وبعضى اکثرند)، آن اقلیتى که شما همه گروهها را با هم جمع کردید، همه کارها را انجام دادید و همه خرابکارىها را هم کردید و از صد، یک ونیم فوقش دو، همه رویهمرفته دو،مخالف با قضیه بود. یک همچو رفراندمى در دنیا سابقه نداشته که اینطور رفراندم باشد، یک چنین رفراندم آزادى که همه مردم را آزاد گذاشتند و با آزادى مردم رأى دادند، ولى بعضىها هم جلو گرفتند ،بعضى از همین شیاطین جلو گرفتند. اینها نمى خواهند که این مملکت به حال خودش باقى بماند و این مملکت و این نهضت پیش برود،اینها منظورشان این است که نگذارند پیش برود، والا خرمن سوزى و کارخانهها را از کار بازداشتن و مردم را از رأى دادن باز داشتن ودر وقتى که مردم مجلس خبرگان را مىخواهند تهیه کنند، این بساط را درست کردن و وقت رأى گرفتن آنطور و وقت تشکیل اینطور (بعدها هم که خواهد شد) اینها مسیر ملت است ؟! شمائى که مىگوئید ما براى ملت و براى تودهها و براى خلق داریم کار مىکنیم، اینها مسیر ملت است؟! به نفع خلق است سوزاندن حاصل رنج یک جمعیت، یک سال حاصل رنجشان را شما با یک کبریت آتش مىزنید، این مسیر ملت است؟! این به نفع تودهها و خلق است؟! مىخواهند تودهها و خلق رأى بدهند جلو مى گیرید این به نفع خلق است؟! به نفع تودههاست؟! که شما ادعا کنید ما به نفع تودهها هستیم، به نفع خلق هستیم و این عمامه و نعلین است که بر خلاف است. این عمامه و نعلین چه مىکنند، این عمامه و نعلین حالا پنج ماه است که به شما مهلت داده در صورتى که همه قدرت دستش بوده است، قدرت در همه جا دست عمامه و نعلین بوده، چه کردهاینها؟ شما جز خرابکارى کرده اید؟ بله ،اشکال به عمامه و نعلین است که به شما مهلت دادند، این اشکال وارد است. اگر بنا بود که از اول مثل سایر انقلاباتى که در دنیا واقع مىشود، انقلاباتى که واقع مىشود، پشت سر هر انقلاب یک چند هزار از این فاسدها را در مراکز عام دار مىزنند و آتش مىزنند، تمام مىشود قضیه، نمىگذارند که یک روزنامهاى چیز بشود الا آن روزنامهاى که خودشان مىخواهند.
الان انقلاب اکتبر که اینقدر وقت از آن گذشته، باز روزنامهاى مردم ندارند، باز حزبى در کار نیست، یک حزب بیشتر نیست. اینها دارند براى آنها سینه مىزنند.اگر در اینجا از یک حزب فاسد جلو بگیرند مىگویند شد یک حزبى، شد رستاخیز. ما مىخواهیم رستاخیز بشود، ما یک حزب را، یا چند حزب را که صحیح عمل مىکنند مىگذاریم عمل بکنند و باقى همه را ممنوع اعلام مىکنیم و همه نوشتجاتى که اینها کردهاند و بر خلاف مسیر اسلام و مسیر مسلمین است، ما همه اینها را از بین خواهیم برد. ما بعد از اینکه فهماندیم به اینها که شماها دیکتاتور هستید، ما آزادیخواه بودیم و شما نگذاشتید، ما آزادى دادیم و شما نگذاشتید این آزادى باقى بماند، حالا که اینطور شد ما انقلابى با شما رفتار مىکنیم، هر چه مىخواهند روزنامههاى خارج بنویسند، هر چه مىخواهند توابع صهیونیستها و امثال اینها هر چه دلشان مىخواهد فریاد بزنند. اینها هم اگر چنانچه هر چه دلشان مىخواهد توى