صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٩
باید طورى عمل بکنند که ملت را برادر خود بدانند و ملت هم آنها را برادر خود، آنها پشتیبان ملت باشند،ملت پشتیبان آنها. اگر یک مملکتى دولت و ملتش، ارتش و ملت، قواى انتظامى و ملت از هم شدند، با هم شدند و هر دو احساس کردند که باید خدمت به هم بکنند، یک همچو کشورى شکست نخواهد خورد. عمده شکستهایى که کشورها مىخورند براى پوسیدگى است که از باطن خودشان پیدا مىشود، ارتش شان از آنها جدا مىشود، ملت پشت به آنها مىکند. همین پیروزى که شما مشاهده کردید در ایران ،دیدید که ملت پشت کرده بود به دستگاه و فریاد مىکرد نمىخواهیم خوب، ارتش هم از همین ملت بود، ژاندارمرى هم از همین ملت بودند ،اینها برادر بودند، مىدیدند که نمى شود مخالفت کرد، نمى شود تا آخر سرکوبى کرد ملت را، این است که پیوستند به ملت. خرابیها مال این است که یک مملکتى قواى انتظامىاش را جدا کنند از ملت، ارتشش از ملت جدا باشد به طورى که ملت وقتى که ارتش را ببیند از آن فرار کند ،ارتش هم در ذهنش این باشد که باید سرکوبى کند ملت را، ژاندارمرىاش هم همین طور، شهربانىاش هم همین طور، اداراتش هم همین طور . وقتى بنا شد که یک کشورى اینطور حالش شدکه ملت علیحده شدند و دولت با همه بساطش هم علیحده، این دولت پشتیبان ندارد. ملت باید پشتیبان دولتها باشد. دولتى که پشتیبان ندارد شکست مىخورد. همه شکستهائى که از این دولت هائى که در خارج شکست مىخوردند و مال خودمان هم دیدیم که رژیم سلطنت اصلاً به هم خورد ،براى همین بود که تفاهم ما بین ملت و رژیم نبود. اگر ملت با رژیم تفاهم داشتند این مسائل پیش نمىآمد، الان، الان شما مشغول کار خودتان بودید، ما هم مشغول کارخودمان. این مسائل روى همین زمینه پیش آمد که دولتها در مقابل ملت مىایستادند و جبهه مىگرفتند. ملت هم در مقابل دولت همین طور بود. وقتى اینطور شد نمى تواند دوام داشته باشد. ممکن است سرنیزه تا یک مدتى باشد امادوام نمى تواند داشته باشد.اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند. ممکن است سر نیزه تا یک مدتى باشد اما دوام نمى تواند داشته باشد. اما اگر ملت و دولت هر دو با هم باشند، دوست باشند، اینها خودشان را خدمتگزار آنها بدانند آنها خودشان را پشتیبان اینها بدانند، هر دو به هم خدمت بخواهند بکنند، یک همچو ملت و دولتى هیچ وقت شکست نخواهد خورد. تا اینطور هستید که با ملت هستید، تا اینطور هستید که توجه به خدا داشته باشید شکست برایتان نیست. بپرهیزید از اینکه از ملت جدا بشوید، شما را بخواهند جدا بکنند، ملت هم باید بپرهیزد از اینکه از شما جدا باشد. وقتى این دو قدرت همراه هم شدند، هیچ قدرتى نمى تواند اینها را شکست بدهد. همه قدرتهاى خارجى، همه قدرتها تقریبا، یعنى اینهایى که تماس داشتند، خوب بعضى تماسى نداشتند، چه ابرقدرتها و چه قدرتهایى که با این ممالک ما تماس داشتند همه کوشش کردند که محمدرضا بماند،همه کوشش شان این بود که بماند (اگر همه نگوییم یک اکثریتى که یکى، دو تا از آن مىشود گفت مستثنى بود که آن هم کارى نداشت) در عین حال چون ملت یک مطلبى را نمىخواست، نشد. وقتى ملت نخواست، قواى انتظامى هم وفادار دیگر نمى توانند باشند، به یک نفرنمى شود که قواى انتظامى که از همین مردم است، پسرش توى این مردم است، برادرش توى این مردم است، عیالش تو این مردم است، براى خاطر یک نفر از همه چیز خودش دست بردارد. یک وقت این است که خدا و اسلام است، انسان مىتواند از خودش