صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٦
که یک مراقبى داریم معصوم و ماتحت مراقبت هستیم،اعمالمان باید یک اعمالى باشد که یک وقتى به عرضایشان رسید، راضى از ما باشند. در هر جا که کار مىکنید، شما براى مسلمانها مى خواهید خدمت بکنید. دولتها خدمتگزار مردم هستند، نه فرمانفرما. این رژیم طاغوتى است که مثلاً یک نخست وزیرش، یک رئیس جمهورش فرمانفرمایى بخواهد بکند. این طاغوت، همین است. بله،این مقدارى که وظیفه هست که امر و نهى بکند وظیفه است بکند، اما بخواهد زاید بر آن وظیفه فرمانفرمایى بکند، حالا که رسیده به اینجا سوء استفاده بکند،این همان رژیم طاغوتى است حالا دستش به زیادتر نمىرسد یا خوف دارد از اینکه مردم به او اشکال بکنند، اگر دستش باز بشود، همان کارهایى که محمد رضا مىکرد شاید من هم بکنم اگر دستم برسد. تا تربیت یک تربیت صحیح نباشد، فایده ندارد. و شما آقایان انشاءالله من امیدوارم و از خودتان، رفقایتان، دیگران، سفارش کنید همه که ما الان در یک نظامى واقع شدهایم که ما مىگوئیم ما اسلامى هستیم،شما یک گروه اسلامى هستید الان. یک گروه اسلامى اگر همان ادعا باشد، خوب، همه عالم مىتوانند ادعا کنند، مگر محمدرضا نمى گفت من مسلمانم، قرآن هم طبع مىکرد، خدمت حضرت رضا همرفت و مىایستاد و برایش زیارت نامه هم مىخواندند و نماز هم مىخواند و همه این کارها را مىکرد اما نبود اینطور. ما اگر بخواهد رژیممان اسلامى باشد و این ادعایى که مىکنیم که ما مسلم هستیم و ما طرفدار اسلام هستیم و طرفدار رژیم اسلامى هستیم باید این قدم راهم برداریم که مهمش این قدم است که محتواى یک مملکتى اسلامى باشد، هر جایش برویم در مملکت اسلامى رفتیم، نه اینکه وقتى رفتیم، بازار ببینیم بازار همان بازار و همان رباخورى و همان اجحاف و همان گرانفروشى بیجا و همانها و بعد هم فریاد مىکنند که اسلام، بعد هم چراغانى مىکنند. خیال مىکنند با این مىشود امام زمان را بازى داد، نمىشود. تا یک نورى در قلب ما پیدا نشود فایده ندارد، هر چه هم از این اعمال بکنیم اعمال است. خیر، از این اعمال همه مىکنند باید این اعمال بشود، نه اینکه اینها نشود، این اعمال بشود، پیوند با قلب داشته باشد، با قلبمان یک کارى کنیم که این عمل را قلب ما آورده باشد.
در هر صورت ما الان در یک جمهورى لفظى اسلامى هستیم، نه جمهورى اسلامى، جمهورى، طرح جمهوریت است، حالا طرحش هست، طرحش هم حالا تمامى باز نیست. وقتى مملکت ما جمهورى اسلامى است که همه چیزش اسلامى باشد. هر چه ناقص باشد جمهورى اسلامى ناقص ما داریم، حالا جمهورى اسلامى لفظى داریم. اگر چهار تا ادارهمان درست بشود،یک جمهورى اسلامى ناقصى باندازه این اسلامى شده، اگر انشاءالله همه آن اسلامى بشود آنوقت مدعى هستیم، ادعاى ما این است که جمهورى اسلامى و این ادعا صحیح است و از ما مىپذیرند این را و این را هم نباید هر یک فکر کند که دیگران بشوند تا من بشوم، هر کس باید آن کارى را که مىکند، آن کار را خوب انجام