صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٤
تاریخ: ٢٧/٤/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع فارغ التحصیلان پاسیار دانشگاه پلیس
ترسیم چهره کریه قواى انتظامى طاغوت و توصیف قواى انتظامى اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
من در این وقت کم و اتاق گرم و فشرده از آقایان دو، سه کلمه راجع به وظیفه شما آقایان که مىخواهید پلیس انشاءالله باشید و پاسدار و پاسیار و امثال ذلک باید عرض کنم پلیس در رژیمهاى طاغوتى مثل سایر قواى انتظامیه از قبیل ژاندارمرى و ارتش در نظر ملت، ملت که در تحت سلطه طاغوت بودند، پلیس یک معنایى پیش ملت داشت که آن معنا این بود که مردم از پلیس فرار کنند و پلیس هم هجوم ببرد. نه فقط پلیس، قواى انتظامیه هم که در این دولتهایى که ما دیدیم بوده است اینها براى سرکوبى خود ملت، در مقابل دیگران نبودهاند، تربیت نشده بودند که در مقابل دیگران باشند. ما شاهدبودیم که در زمان رضاخان این قواى انتظامیه، سرانشان همه سرکوب مىکردند ملت را. آن روزى که قواى خارجى، متفقین هجوم آوردند به ایران، همین قواى انتظامیه، سرانشان در تهران همچوکه سر حد اینها هجوم آوردند، اینها از تهران فرار کردند. این را ما شاهد بودیم که چمدانهاشان را بستند و از تهران فرار کردند، مىگفتند طرف اصفهان مىروند، حالا از آنجا کجا مى روند را من نمى دانم، و در مقابل آنهایى که هجوم کردند، مهاجمین، آنوقت گفتند که سه ساعت مقاومت کردند و بعد گفتند که وقتى رضاخان از یکى از صاحب منصبان پرسیده است که آخر ٣ ساعت چرا؟ گفته است این را به شما گفتهاند ٣ ساعت، ساعتى در کار نبود، آنها از آن طرف آمدند ما از آن طرف فرار کردیم. مقابله ارتش در مقابل خارجى اینطور بود، و در مقابل ملت خودش سرکوبى مىکرد، هر طور تعدى را مى خواست مىکرد و سران ارتش که آنطور با مردم رفتار کردند به مجرد اینکه اطلاع پیدا کردند از اینکه آمدند اینها به سرحد، بدون اینکه باز واردبشوند، اینها از تهران فرار کردند و سربازخانهها هم به هم خورد که من خودم تهران بودم آنوقت، مىدیدم که این سربازها ویلان توى خیابانها دارند مىروند. براى این بود که قواى انتظامیه را طاغوت در خدمت خودش مىخواست باشد، نه در خدمت ملت، نه در خدمت کشور. نه شهربانى را آنطور که باید باشد آنها تربیت مىکردند و نه ژاندارمرى را و نه ارتش را . اینها همه یکجا در خدمت خود آنها بودند. شخص، کسى که خودش را شاه مىدانست بوده،ملت اصلاً مطرح نبود پیششان، مگر براى دوشیدنشان، مگر براى استفادهشان هر طورى که مى توانستند ولهذا ملت از همه قواى انتظامى فرار مىکردند و متنفر بودند، قواى انتظامى هم ملت را از خودش نمى دانست بلکه