صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٤
تاریخ: ١٩/٤/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع گروهى از نمایندگان کشورهاى اسلامى
ایمان به اسلام و روحیه شهادت طلبى رمز پیروزى مسلمین در صدر اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
من ابتدائا تشکر مىکنم از اینکه آقایان آمدند اینجا و از شعب آنها هم تشکر مىکنم. و بعد ما باید ببینیم که چه شد که اسلام در صدر اول با یک جمعیت کمى و با یک دست خالى که هیچ ساز و برگ جنگى نداشتند قریب نیم قرن گذشت و معموره را فتح کردند، و چه شد که مسلمین بعدها با اینکه جمعیتهایشان خیلى زیاد و ساز و برگ جنگى هم دارند و از حیث ذخایر هم غنى هستند و معذلک همه چیزشان را از دست دادهاند. این چه شد که آنها آنطور و ما اینطور. علت این است که در صدر اسلام افرادى که بارسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) بیعت کردهاند و بودند، اینها افراد کمى بودهاند لکن متعهد به مسلک خودشان و معتقد به اسلام و براى آنها طرح نبود اینکه زندگى بکنند ولو با هر ذلت و زحمت، اینها شهادت را براى خودشان سعادت دانستند و این روحیه که در آنها بود آنها را غلبه داد بر روم و ایران دو امپراطورى بسیار بزرگ، که آن دو امپراطورى روم و ایران هر دو قویتر از حالاى این دو معموره است و بعدها مسلمین کم کم آن قدرت ایمان را از دست دادند و وارد شدند در شوون دنیا و دلبستگى به همین مادیات و آنهائى هم که مىنشستند و صحبت مىکردند و حالا هم که ما اجتماع مىکنیم و صحبت مىکنیم، بحثهاى عددى است، یک بحثهائى نیست که سازنده باشد. در این ممالک اسلامى که ممالک بسیار وسیعى هستند و قدرتهائى هم دارند وقتى که انسان ملاحظه مىکند، مىبیند که مسئله شعر و خطابه و فلسفه و آنهائى که دیگر خیلى چیز هستند، عرفان و امثال اینها مطرح است و آن چیزى که در صدر اسلام رمز پیروزى بود مطرح نمىشود.اگر آنکه در صدر اسلام در اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) و لشکر اسلام بود، عشر او در این مملکت اسلامى بود، قدرتى بودند که از تمام ابرقدرتها مقدم بودند لکن بکلى آن روحیه ایمان را از دست دادند و آن که خیلى مؤمن بود آن بود که به مسجد برود و از مسجد برگردد منزل و دعا بخواند، دیگر آن جهاتى که در صدر اسلام مطرح بود اصلاً در بین ممالک اسلامى مطرح نیست، الان هم مطرح نیست. الان هم وقتى که مجالسى که تهیه مىشود براى اینکه ببینند باید چه بکنیم، از حدود نطق (و هر که بهتر نطق بکند) معلوم نیست بیشتر باشد، همچو نیست که واقعاً رسیدگى بکنند به اینکه چرا ما عقب افتاده هستیم و چرا و چه چیز ممکن است که ما را از این عقب افتادگى نجات بدهد، طرح بکنیم و دنبالش