صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٨
را باید مسلمانها پر کنند از جمعیت، این سنگرهاى اسلامى را پر کنند از جمعیتها و در آنجا مسائل روز رابگویند و فریاد کنند. الان ما احتیاج به اللهاکبر بیشتر داریم. تا آن وقتى که آن مردک بود. الان احتیاج ما بیشتر است، الان ما به اجتماعات بیشتر احتیاج داریم. حربه دست شماست، اگر بتوانید نگهش دارید. شما همه چیز دارید، اگر بتوانید نگه دارید. شماقدرت ایمان دارید باید نگهش دارید. شمایک ملت رنجدیده بودید که از وقتى چشمتان را باز کردید و هوشتان بوده است هى سازمان امنیت به گوشتان خورده، هى در سازمان امنیت چه شده، هى دلتان لرزیده براى اینکه سازمان امنیت مبادا چه بکند، پاسبان مبادا چه بکند. شما با این تنفرى که پیدا کردید از این رژیم و با آن توجهى که پیدا کردید به اسلام، پیروز شدید.
این وحدت کلمه را حفظش کنید و این ایمان را، این ایمان را که جوانهاى عزیز ما، بسیار عزیز ما مىآیند استدعا مىکنند که دعا کنید ما شهید بشویم، این جوان ٣٠ ساله، ٢٠ ساله، ٢٥ ساله، کمتر، ١٨ ساله مىآید که دعا کنید من شهید بشوم این رمز پیروزى است. این احساس، این تحولى که در جامعه ما پیدا شد، اینها رمز پیروزى ما بود، این را نگهش دارید. این روحیه، این روحیه بزرگ، این روحیه الهى، غیبى، این را حفظش کنید و از تفرقات، از این افتراقها پرهیز کنید. من همه را دارم مىگویم، من خطابم به هر جا برسد صدایم. معنا ندارد امروز در یک مملکتى که فتحش نیمه کاره است احزاب مختلف بگذارند استقرار پیدا بکند بعد هر کارى مىخواهند بکنند. بگذارند ما درست مستقر بشویم، اقتصادمان درست بشود، زراعتمان درست بشود، لااقل دستمان دراز نباشد براى دیگران که گندم بده، جو بده، چه بده، همه چیزمان را از دیگران بگیریم بگذارید اینها قدرى درست بشود، اگر شما خدا را مىشناسید، براى خاطر خدا، اگر شما ملت را دوست دارید، براى خاطر ملت، اگر کشورتان را مىخواهید، براى خاطر کشور بازى نخورید از این یک مشتى که دارند کارى مىکنند که همه چیز ما به باد برود، تا مىتوانستند نمىگذاشتند کسى زراعت درست بکند، بعدش نمىگذاشتند کسى زراعتش را بردارد، حالا که برداشت کردهاند آتش مىزنند. اینها دلشان براى ملت سوخته؟ ارزاق یک ملتى را که اینطور دارند به باد مىدهند آنوقت مىگویند که ما ملى هستیم، ما با ملت آشنا هستیم. نیست مطلب اینطور، باز نخورند این جوانان عزیز ما، اینهائى که قصدشان این است که خدمت بکنند لکن راهش را نمىدانند، دست بردارند اینها از این متفرق شدن و گروه گروه درست کردن.
با رفتار موافق موازین و انجام وظایف انسانى - اسلامى پاسدار مکتب باشید
مطلب زیاد است و من هم نمىتوانم دیگر ادامه بدهم، محول به خودتان. اسلام را امروز به دوش من و شما گذاشتهاند که این را حفظش کنیم، مسئولیتش به دوش من و شماست، به دوش این ملت است این را حفظش کنید. شما پاسداران خدمت مىتوانید بکنید به این نهضت، و خداى نخواسته مىتوانید کارى بکنید که اسلام از دست برود، شما پاسدارها اگر پاسدارى واقعاً از اسلام مىکنید،