صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٧
و لشکرش رو به سستى و رو به افتراق گذاشته است و اهالى قلعهاى که شکست خورده بودند رو به اجتماع و روى دستهبندى که با هم یکى بشوند، نتیجهاش این مىشود که بعد از چندى این گروه فاتح شکست خورده مىشوند و از قلعه بیرونشان مىکنند. اگر ما این رمز را حفظ نکنیم (ما مقصودم همه ایران است، همه مملکت، طبقه روحانى، طبقه دانشگاهى، پاسداران، بازارى، کارمند، کارگر، دهقان، همه مکلفیم) اگر ما نگه نداریم این پیروزى که برایمان پیدا شده است و این فتح عظیمى که براى شما پیدا شده است، اگر حفظش نکنیم، در حالى که بین راه هستیم، آنها دارند با هم مجتمع مىشوند ما داریم گروه گروه مىشویم الان بسیارى از این منحرفین، زیرزمینى با هم مجتمع دارند مىشوند، با هم پیوند مىکنند. اضافه کنید دست هم از خارج هست که دستها، آن کمکهاى خارجى هم این مطلب را به آن باد مىزنند، کمک مىکند. از مرزها الان باز اشخاصى وارد مىشوند اسلحه وارد مىشود، از این چیزها، در داخل باز اینطور روابط دارد درست مىشود، گروهها با هم مجتمع مىشوند. آنها دارند مجتمع مىشوند، ماها داریم متفرق مىشویم. ما خودمان را فاتح دیدیم به سستى گرائیدیم و جدا داریم از هم مىشویم، آنها خودشان را مغلوب دیدند و عقده پیدا کردند و دارند با هم پیوند مىکنند و ما را متفرق مىکنند، رمز را از ما مىگیرند خودشان رفتار مىکنند رمز پیروزى یعنى یک رمزش را و آن وحدت کلمه و آن اجتماع، اجتماع را دارند از ما مىگیرند، گروه گروهش مىکنند. آقا این بىجهت نیست که صد گروه یک وقت، در حدود یک ماه یا یک خرده بیشتر در تهران پیدا بشود، این یک مسأله عادى نیست که یک دستهاى دلشان خواسته، دلشان خواسته، این یک نقشهاى است و یک چیزى است که زیر پرده یک دستى پشت سر اینهاست، آنهایى که آدمهاى صحیح هستند و حسن نیت دارند، غفلت مىکنند، باید بیدار بشوند، آنهایى که شیاطین هستند روى نقشه کار مىکنند. اگر این دستههایى که علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به کشور خودشان، علاقه دارند به ملت خودشان، این دستهها از این تفرقها دست بردارند، براى آنها چیزى خیلى نمىماند، دیگر آنها صد گروه نیستند. از آن طرف دارد آنها مجتمع، از این طرف گسسته مىشود. نتیجه این مىشود که خداى نخواسته اگر ما سستى کنیم، اگر ما غفلت کنیم، شیاطین هم با هم مجتمع بشوند، یک وقت چشممان را باز کردیم که یک کودتا شد و همه بساط را به هم ریخت. همه بساطى که تا حالا، همه خونهائى که تا حالا دادید هدر مىرود، همه زحمتهایى که کشیدید باطل شد، باید چه کرد؟ نباید امروز ما هى فریاد کنیم که ما چنین کردیم، ما امروز باید فریاد کنیم که باید این کار را بکنیم. نباید یک لشکر فاتح هى بنشیند از فتحش بگوید، این ثناخوانى از فتح اسباب این مىشود که دلگرم بشوند که الحمدلله دیگر گذشت، سستى پیدا مىشود. - ما باید از آن طرف صحبت کرد، فریاد کنیم که ما باید جلو برویم، همان فریادهاى الله اکبرى که کردید و با قدرت الهى پیش بردید این پیشبرد عظیم را، همین را باید حفظش بکنید.
این مساجد را باید مسلمانها پر کنند از جمعیت
الان ماه مبارک رمضان جلو است، ماه بسیار شریف شعبان هم درش واقع هستیم،این مساجد