صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٦
است، نه رئیس جمهورش مىخواهد بزرگى بفروشد به پائینترها نه پائینترها مىخواهند مردم را از باب اینکه مثلاً نظامى است، پاسدار است مردم را آزار بدهند، این چیزى است که ما ادعایش داریم مىکنیم. جمهورى اسلامى یعنى یک حکومت عادلانه اسلامى چنانچه مملکتى که اسلامى است و جمهورى در تحت لواى اسلام دارد اداره مىشود، این مملکت هم باید اجزائش اسلامى باشد. اگر چنانچه در این مقطعى که از زمان ما هستیم و در اینوقتى که ما ادعاى تبدیل طاغوت به اسلام، همچو ادعائى را داریم، اگر چنانچه ما که معمم هستیم و شما که پاسدار هستید بر خلاف آنطورى که باید پاسدارهاى اسلامى، روحانیون که پاسدارند و شماها که پاسدارید بر خلاف آن اگر یک وقت یک عملى صادر بشود ولو از یک مصداق، یک فرد صادر بشود و دیگران جلویش را نگیرند، آنهائى که الان متوجهاند که به ما اشکال کنند، یکى را هزار مىکنند و در بوق تبلیغاتى در خارج و در داخل منتها در داخل به یک طرز دیگر و در خارج با صراحت که: اسلام هم همانست، تغییرى حاصل نیست، اسلام اصلش همین طورى است، اسلام هم مثل رژیم شاهنشاهى است منتها اینها حالا یک اسمى جاى یک اسمى گذاشتهاند. رأى دادهاند فقط به یک چیزى اما محتوا، محتواى دیگرى است. یک چیز دیگرى است. اسلام اینجورى است آنوقت سازمان امنیت مردم را آزار مىکرد، حالا پاسداران اسلامى، آنوقت روساى طاغوتى به مردم تعدى مىکردند حالا روساى جمهورى اسلامى.
آنوقت روحانیون در زمان طاغوت بودند، اگر یک کارى از بعضىشان صادر مىشد مردم مىگفتند که اینها ساواکى هستند، یکى کار خلاف مىکرد نمىگفتند که اینها نوکر اسلامند و این کار را مىکنند مىگفتند اینها جزء ساواکند. امروز اگر از یک روحانى صادر بشود کى مىگوید ساواکى است؟ هیچ کس، کى مىگوید که الزام دارد به این کار؟ اگر امروز یک خطائى از یک نفر معمم صادر بشود و سایرین جلویش را نگیرند و اعتراض نکنند، جنگ لازم نیست، اعتراض، گفتن، نهى از منکر. در خارج آنهائى که دشمن شماها هستند منعکس مىکنند که جمهورى اسلامى با رژیم شاهنشاهى هیچ فرقى ندارد فقط یک اسمى تغییر کرده و الا واقع همان واقع است، دلیلش هم اینست که این پاسدارها ببینید مثل ساواکى عمل مىکنند، این کمیتهها ببینید مثل مثلاً چه عمل مىکنند، این دادگاهها را ببینید مثل همان دادگاههاى طاغوتى است و هکذا و هکذا. آنکه امروز نگرانى دارد، آنکه امروز مصیبت است براى ما این است که مکتبمان یعنى اسلاممان در معرض این است که دنیا به آن پشت بکنند و با اعمال ما دفنش کنند، فکرى براى این باید کرد. تا ما خودمان را اصلاح نکنیم نمىتوانیم بگوئیم که ما یک اشخاصى هستیم که براى خدا داریم کار مىکنیم، مىخواهیم اصلاح کنیم مردم را. تا آقا خودشان صالح نباشند نمىتوانند دعوت به صلاح بکنند. کسى که خودش خداى نخواسته پایش را کج مىگذارد اگر به مردم بگوید پایت را راست بگذار مسخرهاش مىکنند، مىگویند اگر پا راست گذاشتن صحیح بود خودت بگذار. اگر شما که پاسدارید و مدعى هستید که ما براى پاسدارى خدمت مىکنیم به اسلام مىخواهیم خدمت کنیم، اگر خداى نخواسته همانطور که در رژیم سابق گاهى مىریختند منزل یک کسى و اثاثش را مىبردند، زن و بچهاش را به زحمت مىانداختند، اگر حالا هم از یکى از شما خداى