صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٦
انفجار بر ضد اسلام است. یک همچو انفجارى، انفجارى است که از باطن یک مملکتى که مدعى اسلامى است پیدا شده و مأیوس از اسلام شدهاند، مأیوس از برنامههاى اسلام شدهاند، یک همچو انفجارى را هیچ کس نمىتواند جلویش را بگیرد، دیگران هم که دامن مىزنند و همان مسائل را دارند طرح مىکنند که تغییرى نکرده است، یک اسمى تغییر کرده، آنوقت مىگفتیم حکومت شاهنشاهى، حالا مىگوئیم جمهورى اسلامى، واقع مسائل همان مسائل است، کارگرها همان کارگرها هستند، کارمندها همان کارمندها هستند، مردم همان مردمند، رباخوارها همان رباخوارها هستند، زورگوها همان زورگوها هستند اگر در یک همچو محیطى خداى نخواسته انفجار حاصل بشود، غیر از انفجارهاى دیگر است، این دیگر چیزى براى کسى باقى نخواهد گذاشت و لهذا باید خود آقایان در فکر این معنا باشند که یک همچو چیزى نشود و آن به این است که شماها یک قدرى پایینتر بیائید، کارگرها را هم یک قدرى بالاتر ببرید، آنها نمىخواهند در عرض شما باشند، آنها یک زندگانى مىخواهند، شماها که الحمدلله دارا هستید و داراى کارخانهها هستید و دارأى کارمندان زیاد هستید، یک قدرى براى مصلحت خودتان و براى اینکه خداى ناخواسته یک وقت انفجارى نشود که همه چیز به باد رود، همه چیز یک کشور به باد برود، شماها هم یک مقدارى خودتان با دست خودتان به اینها یک کمکهایى بکنید، یک کارهائى بکنید که آنها ببینند که در این وضعى که حالا شده است به آنها رسیدگى مىشود. البته دولت هم رسیدگى مىکند ما هم موعظهشان مىکنیم و رسیدگى مىکنیم اما مسأله این است که اینها ببینند که در یک جمهورى اسلامى، این کارگرها ببینند که این اشخاصى که در رأس هستند و کارفرما آنوقت به آنها مىگفتند اینها بنا دارند که با اینها یک جور دیگرى رفتار کنند، آنچه که کمونیستها یا اشخاص منحرف تبلیغ مىکنند، اینجور نیست، بنابراین است که با اینها یک طرز بهترى رفتار بشود، به زندگى آنها رسیدگى بشود، به احتیاجات آنها رسیدگى بشود. این معنا امروز دیگر عملى نیست که یک دستهاى آن بالاها باشند و همه آن چیزهایى را که بخواهند، به طور اعلى تحقق پیدا بکند، پارکها و اتومبیلها و بساط، یک دسته هم این زاغهنشینها باشند که اطراف تهرانند و مىبینند آنها را این نمىشود. این نه منطق اسلامى دارد، نه منطق انصافى دارد، نه صحیح است. و اگر خداى نخواسته اینها صدایشان درآید دیگر قابل خاموشى نیست، شماها باید یک فکرى بکنید براى اینها. شما براى حفظ خودتان، حفظ خانوادهتان، حفظ ثروتتان، حفظ حیثیت خودتان، خودتان بنشینید با هم تفاهم بکنید، دستههاى دیگر هم که آمدند، از اصفهان یک دستهاى آمده بودند و من همین حرفهایى که به نظرم مىآید به آنها گفتم که باید یک فکرى خودتان بکنید که این تفاوت طبقاتى به اینطور نباشد، یک تعدیلى بشود. اسلام تعدیل مىخواهد، نه جلو سرمایه را مىگیرد و نه مىگذارد سرمایه آنطور بشود که یکى صدها میلیارد دلار داشته باشد و براى سگش هم اتومبیل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلک و این یک شب که برود پیش بچههایش نان نداشته باشد. نمىشود این عملى نیست، نه اسلام با این موافق است نه هیچ انسانى با این موافق است، این با دست شماها نصفش حل مىشود، نصفش، اگر نگویم همهاش، نصفش با دست شما حل مىشود یک قسمت دیگرش هم با دولت است که براى