صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٣
قدرتها را به باد فنا مىدهید براى اینکه زید مسلمان است یا غیر مسلمان؟ قضیه مرحوم شمسآبادى شما خیال کردید که یک چیز عادى بود، اینهم جزء همانها بود که با طریقهاى مختلف اینها مىآمدند و درست مىکردند. یک وقت شهید جاوید را پیش مىآوردند از این طرف و از آن طرف و یک ماه محرم و صفر و بیشتر را منبرها همه خرج این مىشد که شهید جاوید چى. از این طرف و از آن طرف یک دستهاى تأیید، از آن طرف یک دستهاى تکذیب. یک قدرى که این سست مىشد، باز یک چیز دیگرى درست مىکردند. مرحوم شمس آبادى هم از این امور بود که شاید هم خودشان این کار را کردند (من نمىدانم) که یک کسى را بکشند و صدا در بیاورند یک دسته از آن طرف و یک دسته از این طرف و بساط درست کنند و یک قدرى که این کمتر مىشد آنوقت یک کس دیگر را به میدان مىآوردند که این کتابهایش چطور است. او مىگفت کافر است، این مىگفت مسلمان است، آن مىگفت که مسلمانى است در تالى مثلاً انبیا، آن دیگرى مىگفت کافرى است از ابوجهل بدتر. اما نقشه توى کار است، آنهائى که اینها را درست مىکنند نه به اسلام عقیده دارند و نه به روحانیت عقیده دارند و نه به هیچ چیز،آنها مادیت در نظرشان هست و مسلمانها را به جان هم بریزند تا آنها چپاول کنند. امروزى که ما احتیاجمان به وحدت کلمه از همه اوقات بیشتر است، امروزى که این توطئهها، مرزى و غیر مرزى، در کار است، باز ما سر یک چیز مختصرى دعوا مىکنیم، این نیست جز اینکه یک جهالت است در ما، رشد ما نداریم که مواقع را تشخیص بدهیم که چه وقت باید چى گفت و آنها که نقشه مىکشند مىفهمند که دارند چه مىکنند، آنها مىدانند که باید چه وقت چه چیز را چاپ کرد و منتشر کرد، کسانى را واداشت ضدش، کسانى را واداشت تأییدش.
ما باید بیدار باشیم آقا، توجه داشته باشیم، وقت این نیست که امروز سر افراد ما دعوا بکنیم، وقت این است که امروز همه قوایمان را متحد کنیم و این گروه گروهها یکى بشوند و همانطورى که با یکى بودن به جلو برویم، نه اینکه حالائى که با یکى بودن قدرت را به زمین زدیم حالا متفرقمان کنند و بعد هم یک قدرتى بیاید و همه ما را از بین ببرد. الان وقت وحدت کلمه است، الان وقت این است که همه ما قدرتهایمان را روى هم بگذاریم، از من که یک طلبه هستم، از شما آقایان، از این علماى اعلام اصفهان یا جاهاى دیگر، وقت این است که همه فکرهایشان را متوجه به این بکنند که حالا باید چه کرد. حالا که قانون اساسى مطرح است طرح بدهند، نظر بدهند، مسائل را بگویند به مردم، بگویند فردا که بناست مجلس خبرگان درست بشود، خبره اسلامى تعیین کنند. حالائى که وقت این حرفهاست، یک وقت ما مىبینیم که یک طرحى آوردند او فحاشى به یک کسى کرده، یک دسته هم از آن طرف فحاشى، یک دسته هم از آن طرف تأیید، یک دسته هم از آن طرف، باز همان مسائل که در زمان محمدرضا درست مىشد قبل از ماه رمضان، دوباره حالا قبل ماه رمضان ما، آن هم در یک همچو موقعى. و این ماه رمضان و ماه شعبان، غیر ماه شعبان و رمضانهاى دیگر است، ماه رمضانى است که سرنوشت ما را مىخواهد درست بکند. ما باید همه قوا را روى هم بریزیم و برویم سراغ این مصیبت. نباید ما مشغول یک چیزى بشویم که هیچ ارزشى پیش اسلام ندارد، هیچ ارزشى به هیچ وجه ندارد. ما