صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤
جوانهاى ما، این نویسندههاى ما، این گویندههاى ما، این متفکرین ما، اگر بیدار شدند، حالا باید همه چیز فرمش تغییر بکند. مجله باید در خدمت کشور باشد، خدمت به کشور این است که تربیت کند، جوان تربیت کند، انسان درست کند، انسان برومند درست کند، انسان متفکر درست کند تا براى مملکت مفید باشد. مجله باید وقتى کسى بخواند، ببیند، اگر عکس دارد، عکسى باشد که تهییج کند براى اینکه مقابله با دیگران بکند. اگر مطلبى دارد، مطلبى باشد که بسیج کند این را براى حفظ استقلال خودش، براى حفظ آزادى خودش، براى حفظ مملکت خودش. اگر مجله، این مجله است، مجله اسلامى است و مجله جمهورى اسلامى. اگر مجله همان مسائل سابق است منتها حالا یک خرده تخفیفش دادهاند لکن باز هست، اگر آن باشد نباید اسمش را مجله جمهورى اسلامى گذاشت، باید اسمش را مجله طاغوتى گذاشت که در آنجائى که گفته مىشود ما جمهورى اسلام هستیم پیاده مىشود و سایر چیزها هم همین طور. ملت ایران، ملت مسلم ایران اسم را نمىخواستند عوض بشود، محتواى همان یا بدتر، مىخواستند که عوض بشود این مملکت، یک مملکتى که همه چیزش از بین رفته بود به هلاکت کشیده بود، به نابودى رفته بود، این برگردد به حال خودش و مهمش انسانهاست. یک کشور اگر انسانهایش، آدمهایش صحیح باشد، کشور است، اگر آدمهایش آدم صحیح نباشد، کشور نمىتواند صحیح باشد. تمام این خیانتهائى که به این مملکت ما شده براى اینکه ما آدم نداشتیم، اگر ما آدم داشتیم نمى شد این خیانتها، مملکت ما را از آدم خالى کردند.
دیشب آقاى بازرگان مىگفت خوب ما هر چه مىگردیم پیدا مىکنیم، درست هم مىگوید. براى پنجاه سال کوشش شد که نگذارند آدم پیدا بشود، پنجاه سال، پنجاه و چند سال کوشش، سابق همین کوششها بود اما زیادش در این پنجاه و چند سالى که این پدر و پسر خیانتکار در این مملکت بودند و همه قدرتها کمک کردند اینها را نگه داشتند و اینها هم با همه قدرت این مملکت را تهى کردند و مهمش تهى کردن از نیروى انسانى است. جوانهاى ما، نیروى جوانى ما را از بین بردند با اسمهاى مختلف، با یک اسماء خیلى فریبنده، با یک بساط ما مىخواهیم آزادمردان، آزادزنان، مملکت، حالا دیگر همه آزاد شدند،این دهقانها دیگر، حالا دهقان است دیگر رعیت نیست این دهقانهاى بیچاره آمدند توى این زاغهها، زاغههاى اطراف تهران و اطراف شهرستان از اینکه زراعت از دستشان گرفته شد هیچ چیز هم نداشتند، حالا دیگر دهقان شدند! زاغهنشین شدند بیچارهها. هر جا دست بگذارى خراب کردند و آنکه در یک موقعى از همه خیانت بالاتر است این است که نیروى انسانى ما را عقب بزنند و نگذارند درست بشود و آنکه از همه خدمتها بالاتر است این است که نیروى انسانى ما را رشد بدهد و این به عهده مطبوعات است، مجلههاست، رادیو تلویزیون است، سینماهاست، تئاترهاست. اینها مىتوانند نیروى انسانى ما را تقویت کنند و تربیت صحیح بکنند و خدمتشان ارزشمند باشد و مىتوانند مثل رژیم سابق باشند که همه چیز به هم ریخته بود و همه چیز در خدمت استعماربود، آنها خودشان هم نمىدانستند، خیلىها خودشان نمىدانستند نمىدانست که این عکسى که از این زن لخت مىاندازد چند تا جوان را آشفته مىکند، از بین مىبرد، در هر هفتهاى که یک مثلاً