صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١١
مىشود همان مسائل است، وقتى هم مىرود سراغ یک کارى و اشتغالى، حواسش به آنجاست تا کى وقتش بشود که برود سراغ آن مسائل، یک همچو موجودى نمىتواند در مسائل جدى فکر کند، فکرش نمىآید دنبال مسائل جدى. یک مغزى را که اینطور تربیت کردهاند، این مغز اصلش وارد بشود در یک فکر روز و فکر مسائل حیاتى و جدى، تمام افکارش متوجه به آن مسائل شهوانى و حیوانى است. این یک برنامه بوده، همین طور اتفاق نیفتاده است که در این ممالک ما اینطور به خودى خود شده باشد که جوانها این کارها را کرده، فکر این یک مسألهاى بوده است که روى یک نقشهاى که از خارج دادهاند به اینها و طرح کردهاند و اینها هم در خارج اینها را عمل کردهاند. این یک باب واسعى است که علاوه بر آن مسائل دیگرى که دارند، یک باب واسعى است که از همه اطراف چشم و گوش جوانهاى ما را به روى مسائل حیاتى ببندند، به مسائل دیگر منحرف کنند. قضیه روزنامهها علیحده، قضیه مجلات با آن وضعى که مىدانید علیحده و همین طور هر جا گوشت را باز بکنى مىبینى یکى از آن مسائل است، یک وقتى بود که در تهران من گاهى عبور مىکردم همین طور که آدم مىرفت موسیقى بود، در تمام دکانها صداى موسیقى که پخش شد همانطور تا آخر موسیقى بود، این مغز را اینطور متزلزل مىکردند، حواس را مىبردند دنبال این مسائل که مبادا راجع به آن مسائلى که مربوط است به زندگىشان، مربوط به آن مسائل انسانىشان هست، مربوط به استقلال مملکتشان است مبادا متوجه به او بشوند و همین طور هم هست، توفیق هم یافتند که اصلاً در طول این پنجاه و چند سال الا کمى از اوقات آنهم کمى از مردم، توجه به این مسائل اصلش نداشتند.
پیدا شدن روزنامه در منزل یک روحانى را نقصش مىدانستند
از آن طرف تبلیغات دامنهدار که طبقه روحانى را جدا کنند از مسائل روز، آنچنان تبلیغ کرده بودند که اوائلى که من همان سال اول، دومى که من آمدم به قم، در قم وضع جورى بود که یکى از روحانیون که رئیس بود، در اینجا مورد طعن مردم بود، مىگفتند در منزلش روزنامه پیدا مىشود، روزنامه پیدا شدن در منزل یک روحانى را نقصش مىدانستند. فلان آخوند، سیاسى است و طعن مىزدند آخوند سیاسى است به اینکه فلان آخوند سیاسى است جدا مىکردند روحانیون را، محدودشان مىکردند به همان مسائل شخصى و از مسائل اجتماعى و مسائل سیاسى جدا کردند و تبلیغات همچو بود که یک آخوندى اگر چنانچه مىخواست در این امور دخالت کند مىترسید از مردم، مطعون مىشد، کنار گذاشته شد. اینطور درست کرده بودند این هم یک باب واسعى بود براى جدا کردن روحانیون از مسائل روز. یک باب واسع هم جدا کردن روحانیون از دانشگاه بود که این هم نقشه بود، براى اینکه من باب اتفاق اینها به نظر نمىآید باشد، همه اینها طرحهائى بود که درست کرده بودند براى اینکه استفادهها را ببرند و کسى حرف نزند. جدا کردن روحانیون از دانشگاه، پیش روحانیون اینطور منعکس مىکردند که دانشگاهىها یک دسته فکلى نمىدانم کذا و کذا، پیش آنها هم مىگفتند آخوندها اصلاً دربارى هستند. این دو تا قشر را از هم جدا مىکردند، نه فقط جدا، دشمن این به او بد