صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٨
مىکنند، نسبت به کسى که خدمت به او مىکند، حفظ مىکند نظم مملکتش را، قهراً علاقهمند مىشود. شما کوشش کنید که همین معنائى که الان هست که بنا این است که رژیم جمهورى اسلامى رژیم مردمى باشد، همه با هم باشند. قواى انتظامى مردم همانطور که در صدر اسلام بوده است که از خود این مردم بودند، اینطور نبوده است که آن کسى که استاندار یک جائى مىشده، مىخواهد برود مردم را بچاپد، در آن زمانها اینطور بودند. این را یادم هست، که حالا در چه وقتش بود نمىدانم، اگر یک کسى را استاندار آذربایجان مثلاً مىکردند، اجاره مىدادند به آنها، یعنى این آدم باید مثل پنجاه هزار تومان یا ده هزار تومان آنوقت بدهد به آن کسى که باید این را سر آن کار بگذارد (نخست وزیرش، خودش یا صدر اعظمش) باید اینقدر بدهد که برود استاندار آذربایجان بشود. این به آنجا که مىرفت چون اجیر است و اینقدر گرفته باید دو مقابل، آنجا بگیرد یا بیشتر تا اینکه خوب، هم ماللاجاره را بدهد، هم نفع ببرد. وضع اینطور بود که اجاره بندى بود، آذبایجان چون بزرگتر بود زیادتر، همدان چون کوچکتر بود کمتر، همه روى یک اجاره بندى خاصى بود که روى این اجاره بندى استاندار تعیین مىشد یا فرض کنید که فرماندار تعیین مىشد، این وضعها در اسلام نیست، این بساط در اسلام نیست، آن هم که در صدر اول است و بالاتر از همه به حسب نظامش هست، با سایرین در یک طبقه نشستهاند، با هم دوستند، رفیقند، صحبت مىکنند و تفاهم دارند با هم و لهذا یک لشگر و یک ارتش، آنوقت که اسمش را نمىشد ارتش بگذارید یک عده عرب بودند که اینها چندتاشان یک شمشیر داشتند، چندتاشان یک اسب داشتند، اینها غلبه کردند بر این دو تا امپراطورى بزرگ که امپراطورى روم بود و ایران، بزرگترین امپراطورها آنوقت اینها بودند. این یک مشتى عرب از باب اینکه قوى بودند، ایمان داشتند و از ملت بودند و اینطور نبود که بخواهند براى استفاده یک کارى بکنند، مىخواستند خدمت بکنند اینها، در مقابل آنها ایستادند و از آن طرف با اینکه عدد زیاد بود و تجهیزات زیاد بود و - عرض مىکنم که - اسبها کذا وزین اسبها طلا و اینها لکن روحیه نداشتند، اینها را در یکى از جنگها مىبستندشان در ذوالسلاسل دیگر، مىبستند اینها را که مباد فرار کنند، با زنجیر مىآوردند که جنگ بکنند. عربها شمشیر را کشیده بودند و ریختند همه اینها را از بین بردند و یک عدد کمى با تجهیزات ناقص، یعنى ناقص که نمىشود اصلاً اسم تجهیزات روى آن بگذارى یک چند تا شمشیر و یک چند تا اسب و یک چند تا شتر و اینها براى اینکه روحیه اینها روحیه مادى بود، ضعیف، روحیه آنها روحیه معنوى بود و قوى.
به مملکت رسول خدا و صاحبالزمان خدمت کنید
شما امروز شهربانى دولت جمهورى اسلامى هستید، افرادتان یکى یکى باید ملاحظه این را بکند که من در شهربانى اسلامى دارم کار مىکنم رئیس شهربانى هم باید همین معنا را در ذهنش بیاورد، جمعیتتان هم باید همین معنا در ذهنش باشد که ما در یک مملکتى مىخواهیم شهربانى بکنیم که این مملکت مال امام زمان سلامالله علیه است، مال حضرت امیر سلامالله علیه، مال پیغمبر است. ما