صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٧
نیست براى اینکه آن کسى که مبداء امر است ، خیانتکار نیست وقتى خیانتکار نیست از ملت نمى ترسد، ملت به او وفا دارند، قواى انتظامى در آن رژیم براى حفظ ملت است و براى این است که به مردم خدمت بکنند. وقتى که قواى انتظامى اینطور تربیت شد که به مردم خدمت بکند،آنها خدمتگزار ملت مىشوند، ملت هم خدمتگزار است از او پشتیبانى مىکند. اینکه در آن رژیم شهربانىها مثل وقتى که مردم اسم شهربانى مىشنیدند یا اسم سازمان امنیت را مىشنیدند مىلرزیدند به خودشان و مىترسیدند از اینها و از شما روگردان بودند این براى این بود که وضع را اینطورى پیش آورده بودند. در این ممالکى که اینها همه مىخواهند مردم را بچاپند، خزائن مردم را ببرند و خدمت بکنند به اربابهاشان، اینها ناچارند که براى این کار یک قوائى تهیه کنند مناسب با این کار و اینطور تربیت مىکردند، قهرا آن کسى وارد مىشد در شهربانى یا وارد مىشد در ژاندارمرى یا وارد شد در ارتش، به این ترتیب وارد مىشد، از آن طرف شاهدوستى را باید خیلى تزریق کنند که هر روز بخوانند به گوش سربازهاى جوان و از آن طرف مردم را از اینها جدا بکنند. حساب مردم حساب علیحده، شهربانى با مردم هیچ رابطهاى نداشت مگر اینکه این رابطه که یکى را بیاورند آنجا وکتکش بزنند و حبسش بکنند و آن ترتیب.
مردم با طبقات ارتشى و ژاندارمرى و شهربانى، خودشان را از هم جدا ندانند
شما امروز در رژیم اسلامى واقع هستید یعنى رژیمى که اساسش بر این است که مردم با طبقات ارتشى و ژاندارمرى و شهربانى خودشان را از هم جدا ندانند. شما خودتان را از آنها بدانید آنها هم خودشان را از شما بدانند و با آغوش باز از شما، پذیرائى کنند، شما کوشش کنید که این معنى را در ذهن مردم با اعمالتان وارد کنید شما پنجاه سالهاید، شما که سنتان جوانید مردم ملت پنجاه و چند سال از این لباس بدى دیدهاند، از وقتى که شهربانى را دیدند، دیدهاند که این شهربانى معنایش این است که آدم را بزند و بگیرد و حبس کند و زجر بدهد و از او چیز بگیرد، از ارتش هم همین طور، از ژاندارمرى هم همین طور، پنجاه سال ملت ما اینطور دیده قبلاً هم اینطور دیده. اما حالا آنکه ما واردش هستیم این را تا بخواهید از ذهن مردم بیرون کنید یک قدرى طول دارد لکن مىتوانید که شما این چیزى که در ذهن آنها در این پنجاه سال رفته است از آنوقتى که چشمش را باز کرده است از سازمان امنیت ترساندنش و از ارتش ترساندنش و از ژاندارمرى ترساندنش، این را باید با عمل کارى بکنید که از قلب او بیرون بیاید و بفهمد که امروز غیر دیروز است.
قواى نظامى در صدر اسلام با وجود تجهیزات ناقص برد و امپراطورى بزرگ غلبه کردند
امروز روزى است که ملت با این قشرهاى انتظامى رفیقند و دوستند و برادرند. آنها مىخواهند حفظ کنند این انتظامات را براى ملت، ملت وقتى دید که این طایفه خدمتگزار او هستند و محبت به او