صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٠
برده که نمىدانم به که خواهد رسید. بانکهاى خارج پر است از ارزهاى اینها و پولهاى اینها و جوانهاى ما توجه به این مسائل نداشتند براى اینکه توجه خودشان را منصرف کرده بودند به یک جاهاى دیگر یک روح جوان تازه رسیده که الان وقت شهواتش هست، اگر مسایل شهوى براى او به آنطور رایج بشود و مسائل جدى به آنطور مغفول عنه بماند، بالاخره این جوان آنطور بار مىآید، دیگر در زمان پیرى هم که دیگر به درد نمىخورد، کارى از او بر نمىآید. آنوقتى که نیروى جوانى است و باید به کار بیاید آنوقت این نیروى جوانى منحرف است که تهى شده از آنى که بوده، یک چیز دیگرى جایش نشسته، مسائل دیگرى هست از قبیل همین مسائل غربى و غربزدگى که اینها بساط طولانى دارد. بالاخره با تمام وسائل حساب کرده روى نقشهها، بسیار محتمل است که از خارج این نقشهها ریخته مىشود و اینهائى که مىخواهند منافع ما را ببرند، آنها نقشه مىدهند و اینها اجرا مىکنند یا کارشناسها مىآیند به اینجا و نقشه مىدهند و اینها اجرا مىکنند. اینها یک مسائل حساب شده است و روى یک مقاصد پلیدى که خارجىها داشتند و خود دستگاه داشت.
رادیو و تلویزیون آموزنده باید باشد
الان انشاءالله امیدواریم که این مسائل یک مقدارى حل بشود و دست آنها بحمدالله الان کوتاه است و امیدواریم که تا آخر کوتاه باشد. رژیم رفته است و امیدواریم که دیگر برنگردد و نخواهد برگشت. حالا باید جدى بگیرید مسائل را، از آن هزل و شوخى و مسائل غیر جدى برگردید به آن مسائل جدى، مملکتتان را اداره کنید، خودتان باید اداره کنید. دستگاه تلویزیون یا دستگاه رادیو آموزنده باید باشد، قدرت بدهد به جوانهاى ما، جوانهاى ما را نیرومند کند نباید دستگاه تلویزیون جورى باشد که ده ساعت موسیقى بخوانند، جوانهائى که نیرومند هستند از نیرومندى آنها را برگردانند به یک حال خمار و خلسه مثل همان تریاک و... موسیقى با تریاک فرق ندارد، تریاک یک جور خلسه مىآورد این یک جور خلسه مىآورد. اینها باید تبدیل بشود. اگر بخواهید مملکتتان یک مملکت صحیح باشد، یک مملکت آزاد باشد، یک مملکت مستقل باشد، مسائل را از این به بعد جدى بگیرید، رادیو و تلویزیون را تبدیلش کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده، موسیقى را حذف کنید نترسید از اینکه به شما بگویند که کهنه پرست شدید. باشد ما کهنه پرستیم. از این نترسید. همین کلمات نقشه است براى اینکه شماها را از کار جدى عقب بزنند. اینکه مىگویند که اگر چنانچه موسیقى در رادیو نباشید، آنها مىروند از جاى دیگر موسیقى را مىگیرند، بگذار بگیرند از جاهاى دیگر، شما عجالتاً آلوده نباشید، آنها کم کم برمىگردند به اینجا. این عذر نیست که اگر موسیقى نباشد در رادیو، آنها مىروند از جاى دیگر موسیقى مىگیرند. حالا اگر جاى دیگر مىگیرند ما باید به آنها موسیقى بدهیم؟! ما باید خیانت بکنیم؟! موسیقى خیانت است به یک مملکتى، خیانت است به جوانهاى ما، این موسیقى را حذفش کنید بکلى، عوض آن یک چیزى بگذارید آموزنده باشد، کم کم مردم را و جوانها را عادت به آموزندگى بدهید، از آن عادت خبیثى که داشتند برگردانید. اینکه مىبینید