صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨٦
قشرهاى موجود در هر جا را از یک ملتى، از بچههاى کوچک و تا پیرمردهایشان و دانشجویشان با افکار متعدده که اینها دارند و با ایدههاى مختلفى که دارند، همه را تحت یک مطلب بیاورد، این نمىشد الا اینکه دست غیبى در کار است. من مطمئن شدم به اینکه یک عنایتى از طرف خداوند تبارک و تعالى هست و این عنایت انشاءالله محفوظ است، شما پیروزید تا این توجه ملت ما به مقاصد اسلامى است، این ملت پیروز است و این حرفهائى که گفته مىشد و قلمهائى که هست و اینها چیزى نیستند. آنوقت که قدرتها بود که همه قدرتهاى موجود پشتیبانى مىکردند از محمدرضا، مکرر شاید از امریکا به ما پیغام مىدادند، در پاریس که من بودم، مکرر مىآمدند و مستقیماً با من تماس مىگرفتند، گاهى از بعضى از کسانى که به من مربوط بودند تماس مىگرفتند، گاهى به صورت تعزیر و گاهى به صورت نصیحت واینها، و مىخواستند که حفظ کنند محمدرضا را، رژیم را مىخواستند حفظ کنند، انگلستان هم به صراحت چیز کرد که ماباید این را حفظش کنیم، منافع ما در این است، دیگران هم همین طور بودند و معالاسف دولتهاى اسلامى هم همین طور بودند، دولتهاى اسلامى هم پشتیبانى مىکردند اصلش جدا بودند از مقاصد ما و مطابق با این مشى مىکردند. معذلک یک ملتى وقتى یک چیز را خواست و آن خواستش هم خواست الهى بود،یک مطلب مادى نمى خواست، گفت ما اسلام را مىخواهیم، جمهورى اسلامى را ما مىخواهیم، مىخواهیم ظلم نباشد، مىخواهیم رژیم غارتگر نباشد، مسائلى بود، همهاش اسلامى بود، همهاش انسانى بود، با یک همچو ملتى نمىشود کسى در بیفتد، بخواهد جور کند، نمىشود، اصلش ما فرض مىکنیم اصلاً در دنیا اینطورى است، ما فرض مىکنیم که یک وقت از طرف یکى از این ابرقدرتها بریزند ایران را بگیرند، نمىکنند، نمىشود، ما حالا فرض مىکنیم لکن با یک ملتى که همه یکپارچه هستند، نمىتوانند بمانند و گرفتن یک جائى یک طور، و ماندن در آنجا یک طور دیگر است وضعش جور دیگر است، مىخواهند براى هر آدمى یک مأمور بگذارند؟! اینکه معقول نیست، در هر شهرى یک عده مى گذارند، بعد از چندى همین مردم این عده را از بین مىبرند. کشورگیرى غیر کشور نگه داشتن است، اینها عاقلند اولا که نمىشود دیگر در دنیا با اعمال زور، آنطورى اصلش معقول نیست دیگر، ثانیاً قواى ابر قدرت همه مقابل هم مىایستادند، این مواظب اوست، آن هم مواظب این است، آن یک قدم اگر جلو برود، آن هم مىگوید، من هم خواهم جلو بیایم، از این جهت خداوند اینطور ملتها رابه همین معناست، حفظ میکند که قدرتهاى بزرگ در مقابل هم بایستند و نتوانند هیچ کدام تعدى بکنند و آنها مىدانند که اگر فرض کنیم که یک قدرت هم بشود و بخواهد حمله کند و یک جا را بگیرد، نمىتواند ادامه به حیات خودش بدهد. این کشورهائى که یک وقتى مىریختند و یک جائى را مىگرفتند، بعد از چندى همهشان از بین مىرفتند و مستهلک مىشدند، بعد که جزء همین ملت مىشدند. بنابراین ملت وقتى که یک مطلبى را مىخواهد، این عملى خواهد شد و شما اسلام را خواستید و جمهورى اسلامى را خواستید و احکام اسلام را همهمان مىخواهیم و این عملى مىشود، بیخود دست و پا مىزنند خودشان را زحمت دهند، البته ما را هم زحمت مىدهند اما زحمت دادن یک مطلب است ، پیروز شدن یک مطلب دیگر.