صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٨
است براى اینکه هر مملکتى وقتى قرار دادند خود این چهار سال، پنج سال بعد از چهار سال و پنج سال باز ثانیاً باید قرار بدهند، دیگر براى نسلهاى آتیه ارثى نیست که کسى اگر چنانچه پسرش هر چیز باشد باید بشود. حالا که رضاخان شد، بعدش محمدرضا باشد و بعد هم باز رضا وبعد هم باز محمدرضا و بعد رضا و همین طور ادامه پیدا کند. و لهذا اصلاً منطقى نیست سلطنت به این معنایش، به این معنا که سلطنت میراثى، اگر جمهورى میراثى باشد، منطقى نیست. منطقى آن است که کار درست خود ملت باشد. ملت یک کسى را مىآید انتخاب مىکند، آن هم انتخاب آزاد مىکند، یک کسى را رئیس جمهور قرار مىدهد. اختیار دارد که یک کسى را براى خودش رئیس جمهور قرار دهد. بعد که چهار سال گذشت با همین ملت است و همین بساط، باز یکى دیگر را قرار مىدهند، اگر این آدم خوبى بود، همین را قرار مىدهند. تکلیف صد سال بعد را من و تو نمىتوانیم تعیین کنیم، ما حق داریم براى خودمان مثل این است که یک نفر را فرض بفرمائید که وکیل کنیم از جانب آن آدمى که مرده، براى اینکه نیامده است براى رأى دادن به من چه ربط دارد؟ این اصلاً یک رژیم غیر منطقى بوده است، حالا هم هر جا باشد غیر منطقى است ولو انگلستان باشد، انگلستان حالا سلطنتى است، البته آن سلطنتى که آنها مىکنند، سلطنت اینطورى نیست که ماها مىکنیم معذلک یک مسأله غیر منطقى است.
تأکید بر نظارت دقیق در امر انتخابات و ایجاد زمینه مساعد براى رأى دهندگان
حالا شما خواهید که در این انتخابات البته نظارت کنید، شما باید توجه کنید که این رژیم، رژیم انسانى - اسلامى است، رژیم طاغوتى نیست، یک کلمه نباید شماها مطلبى بگوئید که تحمیل اسمش باشد مطلبى که عمل بکنید. مردم آزاد و همانطورى که در رفراندم بود آزاد بودند مردم مردم را باید آزاد بگذارید. بله، وسائلش را شماها فراهم مىکنید، نظارت بر اینها که مبادا یک وقت خیانت بشود در اینطور چیزها. مثل سابق نباشد که بردند و هر چه که مىخواستند مىریختند تویش و مىآوردند و عرضه مىداشتند. نظارت باشد بر صندوقها به طورى که هیچ کس نتواند خیانت کند. صندوقها دست امینها باشند، امین از ملت باشد که بعد صحبت نشود. براى شما که فلان فرماندار مثلاً دخالت کرد در این امر در حکومت اسلامى وضع این است که شماها در انتخابات بیش از حق نظارت و فراهم کردن وسائل به آنقدرى که باید حکومت فراهم کنند، بیشتر از این حق ندارید، که خداى ناخواسته یک وقتى نسبت بدهند به اینکه اینها براى خاطر طرفدارى از یک نفر آدم - فرض کن - یک کارى کردند، صندوق عوض شده. این را باید خیلى توجه به آن داشته باشید، هم آزادى ملت را، راه دادن ملت را در آنجائى که مىخواهند رأى بدهند و هم امانت در حفظ آن چیز که تحت مراقبت یک عده اشخاص امین از دولت و از ملت، اشخاص امین تحت نظرشان باشد که بعد صحبت نشود که خوب این هم این رژیم و این هم این انتخابات و انتخابات اینجا هم مثل آنجا. این باید خیلى مورد توجه آقایان باشد که اصلاً یک تحولى در ایران انشاءالله بشود، یک تحولى روحى. تحول روحى یعنى فرماندار خودش را فرماندار حساب نکند. من دلم نمىخواهد اصلاً این اسم را ببرم چنانچه