صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٢
سرگرم کنند و به دستجات زیادى را، شماها را سرگرم کنند به همان محیطى که خودتان دارید و جورى وضع راپیش بیاورند که شما به مسائل سیاسى کم توجه کنید یا نکنید. یک دستههاى زیادى هم از جوانهاى ما را براى اینکه منحرفشان کنند از اساس، به مراکز فحشا کشیدند که بیشتر جوانهاى ما از این راه انحراف پیدا کردند. مراکز فحشا در همه جا و خصوصاً در شهرهاى بزرگ و بالاخص در تهران مراکز زیاد براى فحشا و براى آن کارهایى که مىدانند، درست کردند، دامن زدند، آسان کردند رسیدن به شهوات را. رادیو و تلویزیونى که باید مربى جوانها باشد منحرف کننده شد، سینما و تئاتر که باید مربى جامعه باشد منحرف کنند شد. با تمام قوا کوشش کردند که این ملت را اولاً از هم جدا کنند، تکه تکهاش کنند، صنف دانشگاهى علیحده براى خودش یک مطلبى باشد، روحانى علیحده باشد، ورزشکار علیحده باشد، بازارى علیحده باشد، همه را تکه تکه کنند، آنقدرى که مىتوانند منحرف کنند و نیروى جوانى را به باد بدهند.
تبلیغات سوء اجانب در شستشوى مغزى و از خود بیگانه ساختن ملت
و یک راه دیگر هم قضیه تبلیغات دامنهدارى براى ترقیاتى که در غرب هست که جوانهاى ما را غربزده کنند، اعتماد به کشور خودشان را از آنها بگیرند، اینها دیگر اتکال به خودشان نداشته باشند، هر صحبتى که مىشود صحبت از غرب پیش بیاید، خیابانها را به اسم آنها اسمگذارى کنند، میدانها را به اسم آنها اسمگذارى کنند، مراکز علم را با اسم آنها چه بکنند، جورى تربیت کنند این ملت را که خودش را ببازد و خودش را از دست بدهد، بجاى آن یک آدم غربى بنشیند. یک آدم اسلامى شرقى که باید متکى به خودش باشد، متکى به مکتب خودش باشد این را شستشو کنند، شستشوى مغزى به اصطلاح بکنند و به جاى یک آدم شرقى، یک آدم غربزده درست بکنند که هر چه صحبت بکنند، از آنها. گویندههایشان بگویند که ما همه چیزمان را انگلیسى مىسازد، ما اگر بخواهیم به تمدن برسیم، همه چیزمان باید انگلیسى باشد. گوینده معروفشان، اینطور. الان هم ملاحظه مىکنید که این مسأله هست تا یک کسى مریض مىشود باید برود اروپا. طبیب نداریم ما؟ داریم طبیب، اما جورى تربیت شدهاند اینها که حتى خود طبیبها هم اتکاء به نفسشان از دست رفته، خود طبیب هم وقتى بروند، مىگوید دیگر گذشته باید برود به جاى دیگر، مىرود آنجا هم اکثراً نتیجه معلوم نیست حاصل بشود. ما را از خودمان جدا کردند. آن شجاعت انسانى که در انسان باید باشد و همه چیز را طرد کند و بگوید من هستم در مقابل همه، از او گرفتهاند، مىگوید من هیچ هستم و همه آنها هستند. در صورتى که این اشکال در کار نیست و آنها ترقیات مادى زیاد کردند، ما این را در آن اشکالى نداریم لکن اشکال سر این است که ما آدابمان را هم از آنها مىخواهیم بگیریم، قوانینمان را هم مىخواهیم از آنها بگیریم، آنوقت هم که قانون اساسى را نوشتند، از بلژیک و بعضى جاهاى دیگر گرفتند و نوشتند. همه چیزمان را خیال مىکنیم آنها مقدمند، در صورتى که در تمدن مقدم نیستند بلکه بسیار عقب افتادهاند، آنى که جلو هستند این است که آلاتى درست کردند آدمکش. دنیا را به آتش مىزنند اینها. اخیراً هم مىگویند یک چیزى درست کردهاند، یک بمبى