دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ٧٣ - مبحث اول نشانه هاى عدالت راوى
خطيب بغدادى به آن استدلال كرده است،[١] پذيرفتن حكم بريره به عدالت عايشه از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله در داستان «افك» است؛ زيرا بريره، كنيز عايشه بودهاست. بنا بر اين، قبول تزكيه وى از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله بهترين دليل است بر آن كه مرد بودن و آزاد بودن، هيچ يك شرط پذيرش تزكيه نيست.
امّا در مورد بچه مميّز و غلام، ظاهراً در عدم پذيرش تزكيه، محدّثان و علما، اتفاق نظر دارند؛[٢] زيرا چنين بچّهاى هنوز به احكام افعال مكلّفان و آن صفاتى كه موجب توصيف راوى به عدالت و يا فسق و فجور مىگردد، آگاه نيست، بر خلاف بالغِ مكلّف كه به اين صفات، آگاه است. علاوه بر اين، به واسطه غير مكلّف بودن وى و عدم وجود ترس از عِقاب در وى، نمىتوان مطمئن بود كه احياناً وى به تعديل فاسق و يا تفسيق عادل نمىپردازد.[٣]
٣. شهرت داشتن (استفاضه) به عدالت. بر اين اساس عدّهاى كه عدالت آنان بين محدّثان مشهور بوده است و مدح و ثناى آنان، رايج و بر سرِ زبانها بوده است، نياز به آن ندارند كه دو عادل و يا يك عادل، به عدالت آنان تصريح كند[٤]؛ زيرا علمى كه از اشتهار آنان به عدالت حاصل مىشود، به مراتب قوىتر از ظنّى است كه از تعديل يك يا دو عادل، حاصل مىشود.[٥]
[١]. همان، ص ٩٧- ٩٨.
[٢]. خطيب بغدادى در الكفاية( ص ٩٩)، بر عدم پذيرش، ادّعاى اجماع كرده است.
[٣]. ر. ك: الكفاية فى علم الرواية، ص ٩٩؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٢١- ٣٢٢؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٧٤.
[٤]. از اين عدهاند: مالك بن انس، سفيان ثورى، سفيان بن عينيه، شعبة بن حجاج، ليث بن سعد، عبداللَّه بنمبارك، يحيى بن سعيد قطان، عبدالرحمان بن مهدى، وكيع بن جرّاح، احمد بن حنبل، على بن مدينى، يحيى بن معين و بسيارى ديگر از حافظان و امامان حديث.
[٥]. الكفاية فى علم الرواية، ص ٨٦- ٨٧؛ مقدمة ابن الصلاح، ص ٨٥؛ فتح المغيث، العراقى، ص ١٥٢؛ فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٢٢؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٦٤.