دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٢٨ - گفتار چهارم موانع قبول جرح و تعديل
آنگاه، خودِ ابن صلاح در پاسخ به اين اعتراض گفته است:
ما اگر چه در اثبات جرح بر اين گونه كتابها اعتماد نمىكنيم؛ ليكن در توقّف از قبول حديث كسانى كه در اين كتابها جرح گرديدهاند، بر آنها اعتماد مىكنيم؛ زيرا جرحهاى موجود در مورد برخى از راويان حديث در اين كتابها، ترديد قوىاى را در مورد مجروح بودن راويان مزبور براى ما ايجاد مىكند، كه اگر اين ترديد از برخى از آنها به واسطه بحث در احوال آنان برطرف گردد و وثاقت و عدالت آنان احراز گردد، حديث آنان را مىپذيريم؛ مانند برخى از كسانى كه بخارى و مسلم به حديث آنان احتجاج كردهاند، در حالى كه پيش از بخارى و مسلم، برخى از علما به نحو اجمال آنان را جرح كردهاند.[١]
ليكن به نظر مىرسد كه پاسخ ابن صلاح درباره اشكالى كه خود آن را مطرح كرده است، نادرست بوده و سيره محدّثان و علما آن را تأييد نمىكند؛ چرا كه در واقع محدّثان و علما، پيوسته مطابق با جرحهاى موجود در كتابهاى متداول ائمه جرح و تعديل عمل كردهاند و به ردّ احاديثى پرداختهاند كه ائمه جرح و تعديل، راويان آن احاديث را جرح كردهاند، ولو آن كه اكثر اين جرحها مبهم بوده و سبب آنها ذكر نگرديده است و به همين جهت، برخى كلام ابن صلاح را مورد اعتراض قرار دادهاند.[٢] همچنين اين كه خطيب گفته است: احتجاج بخارى و مسلم و ابو داوود به احاديث عدّهاى از راويان مجروح، دلالت بر آن دارد كه آنان، جرح بدون ذكر سبب را نپذيرفتهاند و معتقد به عدم ثبوت جرح در صورت ابهام بودهاند، به دو دليل، كلام صحيحى نيست؛ زيرا اوّلًا چنان كه عَينى (٧٦٢- ٨٥٥ ق)[٣] در شرح صحيح
[١]. همان، ص ٨٦- ٨٧.
[٢]. ر. ك: الباعث الحثيث، ص ٩٧.
[٣]. بدر الدين ابو الثناء محمود بن احمد عينتابى، معروف به عينى، محدّث و فقيه، صاحب كتاب عمدةالقارى فى شرح صحيح البخارى بوده است( ر. ك: شَذَرات الذهب، ج ٧، ص ٢٧٨).