دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٢٢ - گفتار سوم آداب جرح و تعديل
مىشود و به تحصيل غرض مزبور، لطمه وارد مىشود. از اين رو، علماى جرح و تعديل و نيز ناقلان جرح و تعديل، مىبايد ملتزم به رعايت آدابى گردند. در ذيل، مهمترين اين آداب، با توضيحى مختصر مىآيد:
١. رعايت انصاف و اعتدال در جرح و تعديل. بدين معنا كه جارح، راوى را بيش از آن مقدار كه در عدالت و يا ضبط وى خِلل وجود دارد، جرح نكند، و يا معدّل راوى را بيش از آن مقدار كه از صفات عدالت و ضبط و اتقان برخوردار است، تعديل نكند.
ضرورت رعايت اعتدال و زيادهروى نكردن در جرح و تعديل، از آنجا ناشى مىشود كه رعايت نكردن آن، موجب به خطا افكندن محدّثان در قبول و ردّ احاديث و تعيين درجه صحّت و ضعف آنها مىشود. علاوه بر اين، تندروى در جرح، افترا و بُهتان است و در خصوص معاصران، موجب عداوت و ستيزهجويى مىشود و اسراف در تعديل، خلاف امانتدارى است.
از نمونههاى بارز تندروى در جرح و عدم اعتدال، آن كه نقل شده حمّاد بن ابو سليمان (استاد ابو حنيفه) گفته است:
عطا و طاووس و مجاهد را ملاقات كردم، در حالى كه فرزندان شما داناتر از آنها هستند، بلكه فرزندان فرزندانِ شما.[١]
چنان كه ملاحظه مىشود، حمّاد بن ابو سليمان، علاوه بر آن كه به ناحق، به جرح سه تن مذكور مبادرت ورزيده، زيادهروى نيز كرده است.
٢. جرح نكردن بيش از حدّ نياز. يعنى اگر راوىاى به سبب ارتكاب گناهان فراوان، فاسق و خارج از حدّ عدالت است، براى جرح وى و ردّ روايتش لازم نيست كه تمام اسباب جرح وى ذكر شود؛ بلكه بايد به حدّ لازم در ذكر الفاظى كه بيان كننده ضعف وى و عدم عدالتش هستند، اكتفا كرد، ولو به ذكر يكى از اسباب
[١]. جامع بيان العلم و فضله و ما ينبغى فى روايته و حمله، ج ٢، ص ١٨٧.