دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٦٠ - مبحث دوم مراتب جرح
مناكير»، «مضطرب الحديث»[١]، «واهٍ»، «ضعّفوه»، «لا يحتجّ به».
مرتبه ششم، توصيف به الفاظ: «فيه مقال»، «فيه أدنى مقال»، «ضعف»، «فيه ضعف»، «فى حديثه ضعف»، «فلان تَعرِف وتُنكِر»[٢]، «ليس بذاك»[٣]، «ليس بذلك القوى»، «ليس بالمتين»، «ليس بالقوى»، «ليس بحجّة»، «ليس بعمدة»، «ليس بمأمون»، «ليس من إبل القِباب»[٤]، «ليس من جِمال المحامل»[٥]، «ليس بالمرضى»،
[١]. يعنى راوىِ موصوفِ به اين لفظ، يك حديث را به چند وجه مختلف كه غير قابل جمعاند، روايت كرده است. بنا بر اين، لفظ مذكور بر عدم ضبط راوى و ضعف حديث وى دلالت دارد.
[٢]. اين عبارت به صيغه مجهول، يعنى« يُعرَف ويُنكَر» نيز قرائت شده است و مراد از آن اين است كه راوىِموصوف به آن، گاهى احاديث معروف و شناخته شده را روايت مىكند و گاهى ديگر، راوىِ احاديث منكر است. از اينرو، احاديث وى بر احاديث ثقات معروف، عرضه مىگردد تا احاديث معروف وى، از احاديث منكرش تمييز داده شود.
[٣]. مراد از اين عبارت و عبارتهاى مشابه آن است كه راوىِ موصوف به آن، در درجهاى از اعتبار و وثاقت نيست كه بتوان در صورت تفرّد وى، به نقل روايتى به آن روايت احتجاج كرد. بنا بر اين، روايات موصوف به اين عبارت، محتاج تقويت به تعدّد طُرُق است.
[٤].« إبل القِباب»، به شتر باريكْ ميانى گفته مىشود كه تحمّل سفرهاى طولانى را دارد و اتّصاف راوى بهآن، كنايه از كمال عدالت و قوّت حفظ و اتقان وى است بهگونهاى كه براى مدّتى طولانى مىتواند روايات را در قوّه حافظه خود، بدون تغيير و تحريف، نگاه دارد و بر عكس، با ورود كلمه نفى( ليس)، عبارت مزبور، كنايه از ضعف خفيف راوىِ موصوف به آن است؛ يعنى به حدّ رُوات پيشين نرسيده است.
[٥].« جمال المحامل»، شترهاى نرىاند كه قادر به حمل بارهاى سنگين در مسافرتهاى طولانى هستند. دلالت و كنايه اين عبارت در شكل مثبت و منفى آن، مانند عبارت پيشين است.