دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٥٢ - مبحث اول مراتب تعديل
چنان كه ملاحظه مىشود، با وجود توصيف سه راوىِ مزبور به لفظ «ثقة»، حجّت بودن از آنان سلب گرديده است و اين، به حسب ظاهر دلالت دارد بر آنكه نزد گويندگان عبارات فوق، لفظ «حجة» از لفظ «ثقة» رفيعتر است، اگرچه تمسّك جُستن به اين عبارات براى رفيعتر بودن لفظ «حجة» نزد ساير محدّثان، قابل مناقشه است.
مرتبه پنجم، توصيف به الفاظى چون: «ليس به بأس»، «لا بأس به»[١]، «صدوق»، «مأمون» و «خيار».
مرتبه ششم، الفاظى كه تقريباً نزديك به الفاظ جرحاند و پستترين مرتبه از مراتب تعديل بهشمار مىآيند، مانند: «محلّه الصدق»[٢]، «إلى الصدق ما هو»[٣]، «روى الناس عنه»، «شيخ وسط»، «وسط»[٤]، «شيخ»، «مقارب الحديث»[٥]، «صالح الحديث»، «حسن الحديث»، «صُوَيْلح»، «جيّد الحديث»، «ما أقرب حديثه»، «أرجو أن ليس به بأس» و «صدوق إن شاء اللَّه».
از الفاظ ديگرى كه ملحقِ به اين مرتبهاند- اگر چه در تقريب التهذيب[٦]، به
[١]. اين لفظ، مانند لفظ پيش از آن، بر ضبط راوى دلالت ندارد و از صراحت لازم براى توثيق راوىبرخوردار نيست. بههمين دليل، در مرتبه پنجم قرار گرفته است، ليكن محدّثان متقدّم، بخصوص يحيى بن معين، آن را در موضع توثيق صريح راويان، استعمال كردهاند، چنان كه ابن معين به ابن ابى خيثمه گفته است:« إذا قلت لك: لا بأس به، فهو ثقة»؛ امّا بايد توجه داشت كه مراد ابن معين از اطلاق« لا بأس به» در موضع توثيق راويان، به معناى مساوى بودن قوّت اين لفظ با لفظ« ثقة» در نزد وى نيست( براى اطّلاع بيشتر ر. ك: فتح المغيث، العراقى، ص ١٨٠؛ تدريب الراوى، ج ١، ص ١٨٦).
[٢]
[٣] ٢-. يعنى راوى، نزديك به وصف صدق است، امّا به مرتبهاى نرسيده كه اصطلاح« صدوق» بر او اطلاق گردد.
[٤]. يعنى راوى نسبت به ثقات بزرگ، در درجه وسط قرار دارد.
[٥]. مقارب، هم با كسره« راء» قرائت شده و هم با فتحه« راء» و معناى آن چنين است كه حديث راوىِ موصوف به آن، قريب به حديث راويان ثقه است. به عبارت ديگر، حديث وى شاذ و منكر نيست.
[٦]. تقريب التهذيب، ص ٧٤.