دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٥١ - مبحث اول مراتب تعديل
«حفظ» تحقّق داشته و از حفّاظ شمرده شده است.[١] سخاوى، لفظ «مُتقن» را نيز در عدم افاده توثيق، به دو وصف پيشين (حفظ و ضبط) ملحق كرده و دليل آن را نزديكى معناى اتقان به ضبط دانسته است، با اين تفاوت كه در توصيف راوى به متقن بودن، به زياد بودن ضبط راوى اشاره دارد[٢].
البته چنان كه سخاوى گفته است، توصيف راوى عادل به ضابط و حافظ و مُتقن بودن، در صورتى در اين مرتبه (يعنى مرتبه چهارم) قرار مىگيرد كه معدّل، اين سه لفظ را مقرون به لفظ «عدل» نكرده باشد، يعنى عدالت راوى از محلّ ديگرى معلوم شده باشد؛ زيرا اگر چنين كرده باشد، رتبه اين سه لفظ به مرتبه سوم- كه تكرار الفاظ توثيق بود- ارتقا مىيابد. بههمين جهت، ابن حجر، لفظ «عدلٌ ضابط» را در مرتبه تكرار الفاظ توثيق قرار داده است.[٣] از نكات ديگرى كه سخاوى به هنگام ذكر الفاظ مرتبه چهارم متذكّر آن شده، تقدّم لفظ «حجة» از نظر وى بر لفظ «ثقة» و بالطبع، ساير الفاظ اين مرتبه است، وى بر صحّت اين مدّعاى خود، به سخن ابو داوود تمسّك جسته است كه در پاسخ سؤال شخصى درباره احوال سليمان شرحبيل گفته است:
ثقة يخطئ كما يخطئ الناس، قلت: هو حجة، قال: الحجة أحمد بن حنبل.
و نيز سخاوى براى اثبات صحّت مدّعاى خود، به سخن عثمان بن ابى شيبه تمسّك جسته كه در مورد احمد بن عبد اللَّه بن يونس گفته است: «ثقة، وليس بحجة»، و نيز به سخن ابن معين در مورد محمّد بن اسحاق كه نظير جمله ياد شده را گفته است.[٤]
[١]. ر. ك: ميزان الاعتدال، ج ٢، ص ٢٠٥.
[٢]. ر. ك: فتح المغيث، السخاوى، ج ١، ص ٣٩٢.
[٣]. ر. ك: همان، ص ٣٩٣.
[٤]. همانجا.