دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١٢٠ - گفتار دوم شرايط عالمان جرح و تعديل
آن كه يعقوب بن سفيان فسوى مىگويد:
شنيدم كه كسى به احمد بن يونس مىگويد: عبد اللَّه عمرى، فردى ضعيف است، و احمد بن يونس، در پاسخ وى گفت: «انما يضعفه رافضى مبغض لآبائه، لو رأيت لحيته وخضابه و هيئته لعرفت انّه ثقة![١]؛ همانا رافضىاى كه دشمن پدران وى است، او را تضعيف كرده است. اگر تو ريش و خضاب و شمايل وى را ببينى، خواهى دانست كه وى ثقه است!».
و البته واضح است كه خضاب و ريش، هرگز بر وثاقت كسى دلالت نمىكند.
٥. آگاهى از مدلول و معانى الفاظ. علماى جرح و تعديل مىبايد به معانى الفاظ از جهت لغت و اصطلاح، كاملًا آشنا باشند؛ زيرا در غير اين صورت، ممكن است لفظى را كه دلالت بر جرح مىكند، در مقام تعديل مورد استفاده قرار بدهند و يا به عكس، لفظى را كه دلالت بر تعديل مىكند، در مقام جرح، مورد استفاده قرار بدهند.
از نمونههاى بارز استفاده از لفظى كه دلالت بر تعديل مىكند، ليكن در مقام تضعيفْ مورد استفاده قرار گرفته است، استفاده ابن سعد (م ٢٣٠ ق)[٢] از كلمه «ثَبَت» در شرح حال عمر بن نافع است، چنان كه ابن حجر، متوجه اين اشتباه وى شده و بعد از نقل توثيق و تعديل عمر بن نافع از جمعى از علما، چنين گفته است:
قال ابن سعد: كان ثبتاً، قليل الحديث، ولا يحتجون بحديثه، كذا قال، وهو كلام متهافت، كيف لا يحتجون به، وهو ثبت.[٣]
همچنين برخى از الفاظ، داراى معانى متعددى هستند و علماى جرح و تعديل
[١]. فتح المغيث، العراقى، ص ١٥٦.
[٢]. ابو عبد اللَّه محمّد بن سعد بصرى، محدّث و مورّخ، صاحب كتاب معروف الطبقات الكبرى، نزدبزرگانى چون: ابو داوود طيالسى، واقدى و ابن عُيَيْنَه شاگردى كرده است( ر. ك: الجرح و التعديل، ج ٧، ص ٢٦٢؛ سير أعلام النبلاء، ج ١٠، ص ٦٦٤، ش ٢٤٢؛ طبقات الحفّاظ، ص ٢٠٥، ش ٤١١).
[٣]. هدى السارى، ص ٤٥٣.