دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١١٨ - گفتار دوم شرايط عالمان جرح و تعديل
خلاصى از تعصّب، علما آن را جداگانه ذكر كردهاند و از شرايط علماى جرح و تعديل دانستهاند. علاوه بر اين، تعصّب با عدالت، قابل جمع نيز هست؛ زيرا غضب و خشمِ حاصل از برخى از اسباب تعصّب، موجب آن مىگردد كه انسان، امور به ظاهر بدى را كه گاه از ديگران واقع مىشود، وليكن مىتوان آنها را به نوعى حمل بر صحّت كرد، حمل بر فسق و فجور عاملان آنها كند و به جرح آنان مبادرت ورزد؛ بلكه اغلب جرحهايى كه به واسطه تعصّب واقع شدهاند، از محدّثان عادلى است كه شكّى در عدالت آنان نيست. بنا بر اين، جداگانه ذكر كردن اين شرط، بسيار مناسب مىنمايد.
از نمونههاى بارز تعصّب جرحكنندگان، مىتوان به تضعيف ابو حنيفه توسط برخى از علماى جرح و تعديل اشاره كرد كه سبب آن، اختلاف مذهب و مشرب ابو حنيفه در عمل به رأى و قياس و اشتغال به فقه و ترك احاديث است.
اگر چه در واقع وى تارك احاديث نبوده، امّا به هر حال، چنين توهّمى وجود داشته و سبب آن شده كه حديثشناسانى چون دار قُطنى و ابن حبّان و خطيب بغدادى وى را جرح كنند.
٤. دانستن اسباب جرح و تعديل. مراد از اسباب جرح و تعديل، امورى است كه نزد تمام محدّثان، مؤثّر در عدالت و يا فسق راويان است و لازم بودن اين شرط براى علماى جرح و تعديل بر اهل علم پوشيده نيست؛ زيرا اگر آنان به عوامل جرح و تعديل آشنايى كامل نداشته باشند، ممكن است كه برخى راويان را به واسطه انجام دادن كارى جرح كنند كه عادتاً اشخاص با انجام دادن آن، فاسق و مستحق جرح نيستند و يا به واسطه انجام دادن كارى كه عادتاً موجب عدالت و كاشف از آن نيست، تعديل كنند و در يك كلام، با مسئله جرح و تعديل، سليقهاى برخورد كنند و چنان كه پيش از اين گفته شد، از علل مهمّ عدم قبول جرح و تعديل از بچّه مميّز، همين آگاهى نداشتن به احكام افعال مكلّفان و ندانستن آن صفاتى است كه موجب