دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١١٦ - گفتار دوم شرايط عالمان جرح و تعديل
شيخ ابو الحسنات لكنوى (١٢٦٤- ١٣٠٤)[١]، لزوم اجتماع اين صفات را، به غير از صفت پنجم، در علماى جرح و تعديل، چنين بيان كرده است:
در جارح و معدّل، علم و تقوا و وَرَع و صدق و دورى از تعصّب و شناخت اسباب جرح و تزكيه شرط شده است، و كسى كه اين گونه نباشد، جرح و تزكيه از وى پذيرفته نمىشود.[٢]
البته واضح است كه شرط دوم و سوم و چهارم در عبارت شيخ ابوالحسنات، بيان كننده اركان يك شرط است و آن، عدالت است و بهتر آن بود كه وى، اين شرط را بر شرط علم، مقدّم مىداشت. به هر حال، تفصيل شرايط ياد شده در زير مىآيد:
١. عدالت. اين صفت را پيش از اين، به هنگام بيان شرايط راوى به نقل از علما، تفسير نموديم. لزوم اتّصاف علماى جرح و تعديل به اين صفت، بسيار واضح است؛ زيرا چگونه مىتوان جرح و تعديل را از كسى كه عادل نيست و اطمينانى به صدق گفته وى نيست، پذيرفت؟ در واقع، عدالت صفتى است كه ضامن صداقت جارح و معدّل است و اگر اين صفت در وى نباشد، ايمن از آن نيستيم كه وى، عادلى را جرح و يا مجروحى را تعديل نمىكند. علاوه بر اين، همان ادلّهاى كه بر لزوم عادل بودن راوى و حاكم و شاهد دلالت مىكنند، بر لزوم عادل بودن جارح و معدّل نيز دلالت مىكنند، به دليل آن كه جرح و تعديل يا ملحق به شهادت مىگردد يا حكم و يا خبر، و عدالت، هم شرط شاهد است و هم حاكم و هم ناقل خبر؛ بلكه اين دلالت به طريق اولى است؛ زيرا اهميّت آنچه كه علماى جرح و تعديل در بيان احوال راويان مىگويند، بسيار بيشتر از حكمى است كه حاكم، در امور مربوط به دنياى مردم مىكند، و نيز شهادت شهود در همين امور.
[١]. ابو الحسنات عبد الحى بن عبد الحليم لكنوى( منسوب به لكنو، شهرى در هند)، از فقهاى حنفىمذهب و متبحّر در علوم حديث، صاحب كتاب معروف الرفع و التكميل فى الجرح و التعديل است( ر. ك: الرفع و التكميل، ص ١٢، مقدّمه، با تحقيق: عبد الفتّاح ابو غُدّه).
[٢]. الرفع و التكميل، ص ١٦.