دانش رجال از ديدگاه اهل سنت - جديدى نژاد، محمد رضا - الصفحة ١١٧ - گفتار دوم شرايط عالمان جرح و تعديل
ابن حجر، لزوم اتّصاف جارح و معدّل را به صفت عدالت، اين گونه بيان كرده است:
ينبغى ألا يقبل الجرح والتعديل إلّامن عدل متيقظ.[١]
سزاوار است كه جرح و تعديل، جز از فرد عادلِ هوشمند، پذيرفته نشود.
٢. علم. مراد از علم در اين بحث و لزوم اتّصاف علماى جرح و تعديل به آن، علم به حديث و احوال رجال و طبقات آنان و درجات و مراتب آنان از جهت حفظ و اتّقان است و لزوم اتّصاف علماى جرح و تعديل به اين صفت نيز بسيار واضح است؛ زيرا در صورتى كه اين صفت در آنان نباشد، جرح و تعديل آنان، ظنّى و حدسى خواهد شد و خطاهاى آنان در احكامشان بر رجال، بسيار مىشود.
ابن ابى حاتم، در بيان اتّصاف به اين صفت گفته است:
ثم احتيج إلى تبيين طبقاتهم و مقادير حالاتهم ليعرف من كان منهم فى منزلة الانتقاد والجهبذة والتنقير والبحث عن الرجال والمعرفة بهم، وهؤلاء هم أهل التزكية والتعديل والجرح.[٢]
سپس به تبيين طبقات و سنجش حالات رجال نياز افتاد تا كسانى كه در معرض انتقادند و افراد نقّاد خبير، شناخته شوند، و نيز به بحث و كاوش از رجال و شناخت آنها نياز افتاد و اينان، همان عالمان جرح و تعديلاند.
٣. دورى از تعصّب. محدّثان، اجتناب از تعصّب را شرطى لازم براى علماى جرح و تعديل دانستهاند و مراد از تعصّب، ستيزهجويىهايى است كه منشأ آن، اغلب اختلاف مذهب و مشرب، و يا حسادتهاى متداول بين معاصران است، به گونهاى كه موجب ترك انصاف و اعتدال مىگردد و در حقيقت، اشتراط اين صفت، به اشتراط صفت عدالتْ باز مىگردد؛ ليكن به سبب اهميّت اتّصاف به آن و دشوارى
[١]. شرح النخبة، ص ١٣٦.
[٢]. الجرح و التعديل، ج ١، ص ٦.