دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥
٣٥.المعجم الكبير ـ به نقل از معقل بن يسار ـ :من در روز بيعت رضوان كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از مردم بيعت مى گرفت ، شاخه اى از شاخه هاى درخت را از روى سر ايشان بالا گرفته بودم . ايشان از آنان بيعت تا پاى جان نگرفت ؛ بلكه از آنان بيعت گرفت بر اين كه فرار نكنند . با زنان نيز از پشت جامه دست مى داد .
٣٦.سنن الترمذى ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ :در باره آيه شريف «هر آينه خدا از مؤمنان، خشنود شد، آن گاه كه در زير درخت با تو بيعت مى كردند» ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از ما بيعت گرفت كه فرار نكنيم و بيعتمان با او بر سر جان نبود .
٣٧.صحيح البخارى ـ به نقل از يزيد بن ابى عبيد ـ :از سلمة بن اكوع پرسيدم : در روز حديبيّه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر سر چه چيز، بيعت كرديد ؟ گفت : بر سر جان .
٣٨.صحيح البخارى ـ به نقل از يزيد بن ابى عبيد ـ :سلمه گفت : من با پيامبر صلى الله عليه و آله بيعت كردم و سپس به سايه درخت رفتم . چون مردم از پيرامون ايشان پراكنده شدند ، فرمود : «اى پسر اكوع ! بيعت نمى كنى ؟». گفتم : من بيعت كردم، اى پيامبر خدا ! فرمود : «باز هم» و من دوباره با او بيعت كردم . من (يزيد بن ابى عبيد) به او (سلمه) گفتم : در آن روز، بر چه بيعت مى كرديد ؟ گفت : بر سر جان .