دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥
١٥٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بلاى جانكاه، اين است كه به آنچه در دست مردم است، نيازمند شويد و از شما دريغ دارند .
١٥٩.امام على عليه السلام ـ به حسن عليه السلام ـ :پسرم ! كسى كه به فقر دچار شود ، به چهار بلا دچار مى گردد : ضعف در يقين ، كاستى در خرد ، نازكى [و سستى] در دين ، و اندك شدن حيا در چهره . پس ، از فقر، به خدا پناه مى بريم .
١٦٠.الكافى : روايت شده است كه لقمان به پسرش گفت : پسرم ! من صبر زرد [١] را چشيدم ، و پوست درخت را خوردم؛ امّا چيزى تلخ تر از فقر نيافتم ! بنا بر اين ، اگر روزى به آن مبتلا گشتى ، مردم را از آن آگاه مساز كه تو را خوار مى دارند و هيچ سودى هم به تو نمى رسانند . [بلكه] به همان كسى كه تو را بِدان مبتلا ساخته است [يعنى خداوند] ، مراجعه كن ـ زيرا او به ايجاد گشايش در كار تو تواناتر است ـ و از او بخواه . كيست كه از او درخواست كرده و به وى عطا نكرده باشد ، يا به او اعتماد كرده و او نجاتش نداده باشد ؟ !
٤ / ٤
و اين چند ويژگى
١٦١.الكافى ـ به نقل از ابو اسامه ـ :امام صادق عليه السلام فرمود : «سخت ترين بلا براى مؤمن، محروم شدنش از سه خصلت است» . گفته شد : آن سه كدام اند ؟ فرمود : «كمك مالى كردن [به برادران و دوستان] ، انصاف داشتن ، و ذكر خدا در همه حال . منظورم، گفتن سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه نيست ؛ بلكه مقصود، به ياد خدا بودن در مواردى است كه خداوند بر او حلال يا حرام كرده است» .
[١] صبر ، گياهى است دارويى ، داراى شيره مخصوص و بسيار تلخ ؛ همان آلوئه وِرا .