دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
فصل پنجم : مقابله با بهتان
٥ / ١
مبارزه با آن
قرآن
«و چرا وقتى آن را شنيديد ، نگفتيد : «براى ما سزاوار نيست كه در اين باره سخن بگوييم . منزّهى تو [اى خداوند] ! اين، بهتانى بزرگ است؟»» .
حديث
٤٥.المعجم الكبير، طبرانى ـ به نقل از ابن عمر ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در قضيّه تهمت زدن به عايشه ، [١] به اسامه فرمود : «تو چه مى گويى ؟». اسامه گفت : سبحان اللّه ! براى ما روا نيست كه در اين باره سخن بگوييم . منزّهى تو [اى خداوند] ! اين، بهتانى بزرگ است . «و چرا وقتى آن را شنيديد» ، مراد، اين است كه : آيا آن را نشنيديد ؟ «نگفتيد : «براى ما سزاوار نيست كه در اين باره سخن بگوييم . منزّهى تو [اى خداوند] ! اين، بهتانى بزرگ است»؟» ، مراد از بهتان ، افتراى بزرگ است ، مانند سخنش در باره مريم كه : «و آن بهتان بزرگى كه بر مريم زدند» . « وَ لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ » يَعنِي القَذفَ ، ألا « قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا » يَعني ما يَنبَغي لَنا « أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا » يَعني بِالقَذفِ ، ولَم تَرَ أعيُنُنا « سُبْحَانَكَ » يَعني ألا قُلتُم : سُبحانَكَ « هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ » .
[١] ر .ك : ص٩٤ پانوشت ٣ .