دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣
١٣.امام باقر عليه السلام : گروهى از خويشان نزديك بُشَير گفتند : نزد پيامبر خدا مى رويم و در باره او با ايشان سخن مى گوييم و او را تبرئه مى كنيم و مى گويم بشير، بى گناه است . در اين هنگام، خداوند، اين آيات را فرو فرستاد : «[كارهاى نارواى خود را] از مردم پنهان مى دارند و[لى نمى توانند] از خدا پنهان دارند، در حالى كه او با آنان است» تا «وكيل است» . خويشاوندان بشير آمدند و گفتند : اى بشير ! براى گناهانت از خدا آمرزش بخواه و به درگاه او توبه كن . بشير گفت : سوگند به آن كه به او سوگند مى خورم، آنها را كسى جز لُبيد ندزديده است . پس اين آيه نازل شد : «و هر كس خطا يا گناهى مرتكب شود، سپس آن را به بى گناهى نسبت دهد، قطعا بهتان و گناهى آشكار را به دوش كشيده است» . آن گاه ، بشير كافر شد و به مكّه گريخت . خداوند در باره كسانى كه بشير را بى گناه دانسته بودند و براى تبرئه او نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتند، اين آيه را فرو فرستاد : «و اگر فضل و رحمت خدا بر تو نبود ، طايفه اى از ايشان آهنگ آن داشتند كه تو را از راه به در كنند؛ ولى جز خودشان را گم راه نمى سازند ، و هيچ گونه زيانى به تو نمى رسانند ، و خدا كتاب و حكمت را بر تو نازل كرد و آنچه را نمى دانستى، به تو آموخت و تفضّل خدا بر تو همواره بزرگ است» . و در باره بشير نيز كه در مكّه بود، اين آيه نازل شد : «و هر كس ، پس از آن كه راه هدايت برايش آشكار شد ، با پيامبر به مخالفت بر خيزد و غير راه مؤمنان را در پيش گيرد ، وى را بدانچه روى خود را بدان سو كرده، وا مى گذاريم و به دوزخش مى كشانيم ، و چه بازگشتگاه بدى است!» .