دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٠
بسيار به آنان ناسزا گوييد و در باره شان بدگويى و افشاگرى كنيد و آنان را مبهوت [و محكوم ]سازيد تا به تباه كردن اسلام، طمع نكنند و مردم از آنها بر حذر باشند و از بدعت هايشان چيزى نياموزند . براى اين كار ، خداوند برايتان ثواب ها مى نويسد و در آخرت بر درجات شما مى افزايد . برخى از فقها دلالت اين حديث را بر جواز بهتان زدن به اهل بدعت ، پذيرفته اند. [١] شيخ انصارى رحمه اللهدر توضيح اين حديث مى فرمايد : جقوله باهتوهمج محمول على اتّهامهم وسوء الظنّ بهم بما يحرم اتّهام المؤمن به ، بأن يقال : لعلّه زان ، أو سارق ، وكذا إذا زاد ذكر ما ليس فيه من باب المبالغة . ويحتمل إبقاؤه على ظاهره بتجويز الكذب عليهم لأجل المصلحة ، فإنّ مصلحة تنفير الخلق عنهم أقوى من مفسدة الكذب . [٢] [جمله «باهِتُوهُم» كه در حديث فوق آمده،] به اين معناست كه : آنان را متّهم كنيد و به ايشان گمان بد بريد، به چيزى كه متّهم كردن مؤمن به آن، حرام است. مثلاً گفته شود كه : شايد زناكار باشد يا دزد باشد و امثال اينها و بالاتر از اينها كه در آن مبالغه نباشد. و احتمال دارد كه آن [جمله] را بر ظاهرش ابقا كرد، يعنى اين كه به خاطر مصلحت ، دروغ بستن بر آنها جايز باشد ؛ زيرا مصلحت دور كردن و رماندن مردم از اين گونه افراد، قوى تر از مفسده دروغ است . [٣] ليكن علّامه مجلسى رحمه الله در توضيح حديثِ ياد شده، مى گويد : وَ الظاهر أنّ المراد بالمباهتة إلزامهم بالحجج القاطعة و جعلهم متحيّرين لا يحيرون جوابا كما قال تعالى : «فَبُهِتَ الَّذِى كَفَرَ» [٤] ، ويحتمل أن يكون من البهتان للمصلحة فإنّ كثيرا من المساوى يعدّها أكثر الناس محاسن خصوصا العقائد
[١] الدرّ المنضود، گلپايگانى : ج ٢ ص ١٤٩ . [٢] المكاسب : ج ٢ ص ١١٨ . [٣] المكاسب : ج ٢ ص ١١٨ . [٤] بقره : آيه ٢٥٨ .