فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٦ - استدلال اشعرى بر نظريه خلقت افعال
نيست. در اينجااستدلال كننده، اصلى را مسلم گرفته، وآن اينكه ايجاد با علم وآگاهى همراه است، پس اگر دومى (آگاهى بنده از افعال خود) منتفى است، پس ايجاد نيز از جانب او منتفى است.
بنابر اين، اصلى كه هنوز ثابت نشده ومورد جدال ونقاش است، نمى تواند مبدأ برهان باشد.
نكته ديگر اينكه: فاعل آگاه، طبعا از فعل خود، بايد آگاه باشد، ولى كيفيت آگاهى او از نظر اجمال و تفصيل، بستگى به توجه ودقت او دارد، اگر كارى را به صورت تفصيل مورد توجه قرار دهد، قهرا علم او به كار خود نيز، تفصيلى خواهد بود ودر غير اين صورت، علم او به فعل خود نيز اجمالى خواهد بود.
داروساز، لازم است از جزئيات عناصر موءثر در ساختار يك شربت، به طور تفصيل آگاه باشد ونمى تواند مشتى از اين ومشتى از آن، بر دراد وشربت سينه درست كند، در حالى كه انسان به هنگام جويدن، از جزئيات آنچه كه زير دندان قرار ميگيرد، آگاه نيست، زيرا جويدن ورفع گرسنگى يا التذاذ از غذا، به قصد تفصيلى نيازى ندارد، ولى آنگاه كه در حال جويدن، وجود سنگ ريزه اى را احساس كرد، با كند كردن كار جويدن وجايگزين ساختن توجه تفصيلى به جاى توجه اجمالى، سنگ ريزه را از لاى غذا بيرون مى كشد، بنابر اين، انتظار علم تفصيلى در همه اعمال انسان، يك انتظار بيجاست.
٢ـ اگر دو قدرت بر جهت مخالف تعلق بگيرند
اگر قدرت بنده، صلاحيت آفريدگارى داشته باشد، در صورتى كه دو قدرت كامل در جهت مخالف قرار گيرند، مثل اينكه خدا بخواهد جسمى ساكن باشد