فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٣ - اشاعره در كشاكش تشبيه و تعقيد
اكنون از اشعرى سئوال مى شود: اگر اين الفاظ با همان معانى لغوى خود درباره خدا به كار مى رود، آيا مفهوم «يدالله» ويا «عين الله»، همان مفهوم «يد زيد» و «عين زيد» است يا نه؟
در صورت نخست، نتيجه آن، تشبيه وتجسيم است، زيرا حمل الفاظ بر همان معانى لغوى، جدا از اثبات كيفيت نيست وهمان طور كه يادآور شديم «يد»بدون كيفيت، «يد» لغوى نيست، واگر بخواهند از آن، معناى قدرت اراده كنند، در اين صورت، از جرگه اهل حديث ويا مكتب خود بيرون آمده اند وبه مكتبهاى ديگر پيوسته اند كه بعداً توضيح خواهيم داد، در اين مكتب، تأويل بهنحو مجاز ويا كنايه گويى، گناه نابخشودنى است كه معتزله وقدريه به آن متهمهستند.
در صورت دوم، اين صفات به صورت يك سلسله الفاظ فاقد معنا ومفهوم درآمده ومعارف الهى، حالت معمّا گويى وابهام سرايى به خود مى گيرد وهر دو بر خلاف اصول اسلام است.
اشاعره اگر بخواهند خود را جزء مثبتين [١] معرفى كنند، بايد كيفيت را حفظ كنند وحفظ كيفيت با تنزيه سازگار نيست.
قرآن، ما را به تدبر در آيات خود، دعوت مى كند ومى فرمايد:((اَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ القُرْآنَ))(نساء/٨٢).(آيا در قرآن نمى انديشند؟) ونيز مى فرمايد:((كِتَابٌ اَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ اُوْلُو الاَلْبَابِ))(ص/٢٩).
«كتابى پر بركت است كه آن را به سوى تو فرو فرستاديم، تا در آيات آن بينديشند وخردمندان متذكر شوند».
[١] مثبتين صفات، در برابر نافيان صفات كه معتزله به آن متهم هستند.