فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٦ - شهرستانى و دفاع از حقّ
آراء او را برگزيده است وچيزى كه بتوان آن را به ماتريدى نسبت داد وغزالى آن را برگزيده باشد، در كتاب«قواعد العقائد»، به چشم نمى خورد. تنها موردى كه با اشعرى مخالفت نمود، در صفات خبريه است، كه در آنها به تفويض، قائل شده واينكه بايد بگوييم، تنها خود خدا از معانى آنها اگاه است. اين عقيده، هر چند از عقيده اشعرى كه خدا را با معانى لغوى آنها توصيف مى كند، كم اشكال تر است، ولى در عين حال، خود اين عقيده، سست وبى پايه است، زيرا نتيجه آن، اين است كه قرآن به صورت لغز ومعما در آيد وكتابى كه خدا براى هدايت مردم فرستاده است، مفهوم نباشد.
٥ـ شهرستانى(٤٦٧ـ ٥٤٨)
ابوالفتح، محمد بن عبدالكريم شهرستانى، سومين شخصيت اسلامى است كه بعد از ابوالحسن اشعرى وعبدالقاهر بغدادى، درباره شناسايى ملل ونحل، كتاب نوشت وكتاب او يكى از كتابهاى رائج است كه از مصادر ومدارك اين علم به شمار ميرود، واين كتاب تنها امتيازى كه از كتابهاى«مقالات الاسلاميين» اشعرى و«الفرق بين الفرق» بغدادى دارد،اين است كه به عقائد فلاسفه،آنهم مربوط به جهان ماوراء طبيعت پرداخته وگروههايى را عنوان كرده كه در آن دو كتاب عنوان نشده است.
ابن خلكان، او را چنين توصيف مى كند: «او فقيه ومتكلمى مبرز بود ونزد اساتيدى مانند احمد خوافى وابى نصر قشيرى، درس آموخت وعلم كلام را نزد ابوالقاسم انصارى، فرا گرفت وكتابهاى متعددى نوشت، مانند:«نهاية الاقدام فى علم الكلام» و«المناهج والبينات» وكتاب«المصارعة» و«تلخيص الاقسام لمذاهب الانام». او محفوظات فراوانى داشت وبا بيانى زيبا مردم را پند مى داد، در سال ٥١٠ هـ، وارد بغداد شد وسه سال، در آنجا اقامت گزيد، عبدالكريم سمعانى، از