فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٩ - تقسيم هر دو ادراك به بديهى و غير بديهى
تقسيم ادراك نظرى به بديهى و غير بديهى
مطلب مهم و لازم، در اينجا اين است كه فلاسفه و متكلمان گفته اند، اطلاع بر صحت عقل نظرى مبنى بر اين است كه به امور بديهى منتهى شود، تا از طريق بديهيات بر صحت ادراكات عقل نظرى پى ببريم.
و به ديگر سخن، در ميدان علوم و دانشهايى كه فقط جنبه ادراكى دارند، و ارتباطى به عمل ندارند، دو نوع ادراك، وجود دارد، ادراك بديهى و ادراك نظرى، و اثبات صحت ادراك دوم، منوط به اين است كه ادراك بديهى، آن را تصديق كند، يعنى با ترتيب مقدمات بديهى به آن برسيم و اگر همه ادراكات انسان، نظرى و فكرى بود، هرگز انسان، بر حل مشكل خود موفق نمى شد، از اين جهت، بايد در ميان ادراكات عملى، دو نوع ادراك وجود داشته باشد كه برخى پايه حل برخى ديگرباشد.
در اينجا، ما از همين مطلب به مطلبى ديگر پى مى بريم، هر چند در كلمات فلاسفه و متكلمان به صورت روشن بيان نشده است، و آن اينكه اگر ادراكات علمى، كه فقط جنبه دانستن دارند نه عمل، بايد به دو صورت مطرح شوند تا مشكل نظرى از طريق بديهى حل شود، عين همين برهان، در عقل عملى نيز مطرح است، ادراكات عقل عملى يعنى ادراكاتى كه مقدمه و پايه عمل است، بايد به دو صورت باشد، روشن و غير روشن، به گونه اى كه روشن، پايه حل دومى باشد، درست است كه در ادراكات عقل عملى نمى توان لفظ نظـرى و بديهى را به كار برد، زيرا اين دو واژه از خصائص عقل نظرى است در حالى كه بحث ما در عقل عملى است، و لى در عين حال، مى توان حقيقت تقسيم موجود در عقل نظرى را، در عقل عملى نيز آورد و گفت، ادراك امورى كه از نظر عقل بايد انجام بگيرد و يا نبايد انجام بگيرد، بر دو نوع است، قسمى از آنها به قدرى واضح و روشن است كه عقل