فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٤ - دلائل قرآنى اشعرى بر تجويز تكليف ما لا يطاق
(خدا فردى را جز به اندازه «وسع» او تكليف نمى كند).
هر گاه بگوييم: معناى وسع، اخص از قدرت و توان است و مقصود از آن، كارى است كه إنسان به سهولت و آسانى انجام دهد، و در نتيجه معناى خارج از وسع، غير از خارج از قدرت است، در اين صورت، آيه به طريق اولى بر عدم صحت تكليف به محال دلالت دارد.
و نيز مى فرمايد: ((وَ لاَ يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا)) (كهف / ٤٩).
(خدا بر هيچ كس ستم نمى كند).
چه ستمى بالاتر از اين كه فردى را بر انجام كارى وادار كند كه توان آن را ندارد؟ اين حقيقت آن چنان روشن است كه نياز به ذكر دلائل عقلى و نقلى نيست، مهم اين است كه به دلائل اشعرى كه از ظواهر قرآن استمداد جسته است، رسيدگى كنيم. اينك آياتى كه دستاويز او قرار گرفته است، يكى پس از ديگرى مورد بحث و بررسى قرار مى گيرند.
آيه نخست
١. ((أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَ مَا كَانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ مَا كَانُوا يُبْصِرُونَ)) (هود / ٢٠).
«آنان نمى توانستند در زمين ما را ناتوان سازند، و براى آنان جز خدا ولى و ياورى نبود، عذاب آنان دو چندان مى شود، (و در دنيا و خانه تكليف) نمى توانستند بشنوند و نمى توانستند ببينند».
اين آيه، در باره كافران سخن مى گويد كه در آنان قدرت بر شنيدن و ديدن نبود، در حالى كه همگى مى دانيم آنان مأمور به شنيدن سخنان حق و ديدن آيات