فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٠ - ٩ ـ انكار حسن و قبح عقلى
در آئين مقدس اسلام، اصل مسلمى است ومقصود از آن، بخشيدن گناهان گروه خاصّى است، در نظر معتزله، به صورتى ديگر تفسير شده است، وآن اينكه هدف از شفاعت، بخشيدن گناهان نيست، بلكه هدف، ترفيع درجه متقيان وپارسايان است. چرا؟ زيرا مخالفت با«وعيد»(وعده عذاب)، مانند مخالفت با وعده(نويد پاداش)، قبيح است; وبا پذيرفتن اين اصل، ديگر نمى توان شفاعت را به صورت معروف تفسير كرد، بلكه بايد آن را به صورت ترفيع درجه، تبيين نمود.
اشتباه معتزله در اين است كه وعدووعيد را يكسان گرفته ومخالفت با هر دو را از نظر عقل، همسنگ شمرده اند، در صورتى كه مخالفت با وعده، نشانه«خست» وپستى، ولى مخالقت با«وعيد»، در شرائطى گواه بر فضيلت وكرامت است، از اين جهت، نبايد اين دو را به هم مخلوط كرد ويكسان شمرد.
شكى نيست كه هر دو گروه، در افراط وتفريط گرفتار آمده اند، اينك برخى از كلمات شيخ اشعرى را در اينجا ترجمه مى كنيم،وى مى گويد:
«اگر كسى از ما بپرسد: آيا بر خدا شايسته است كه كودكان را در آخرت معذب سازد؟ در پاسخ گفته مى شود، آرى واگر او اين كار را بكند، عادل ودادگر است، وهمچنين بر او زشت نيست كه موءمنان را معذب سازد وكافران را وارد بهشت كند. البته او اين كار را نمى كند، زيرا به ما گزارش داده است كه كافران را مجازات خواهد نمود، ودروغ بر او جايز نيست»[١].
در اينجا از شيخ اشعرى سؤال مى شود، از كجا مى گويد كه دروغ بر خدا جايز نيست؟ اگر به گفتار خود خدا در قرآن تمسك مى جويد كه ميفرمايد: ((لاَيُخْلِفُ اللَّهُ المِيْعَادَ))(زمر/٢٠)، از كجا معلوم كه همين گفتار نيز(العياذ بالله) دروغ نباشد،او اگر به داورى عقل اعتماد مى جويد، فرض اين است كه عقل را
[١] اللمع، ص١١٦ـ١١٧.