فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٢ - نظريه تأويل
مى كند ويكى از علل اين دعوت، درك چنين معانى بلند وعظيم است.
قرآن مى فرمايد:
((وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ))(حديد/٤).
(او با شماست در هر كجا كه باشيد).
آيا مقصود از اين معيّت چيست؟ آيا معيت حلولى ومكانى است كه نتيجه آن، تشبيه وتجسيم است؟ يا معيت علمى است واينكه خدا در هر كجا هست از مخلوق خود آگاه است؟ يعنى خدا در عين جدايى از مخلوق، از آن آگاه است; ويا مقصود، احاطه قيومى واجب نسبت به ممكنات است؟ آيا تفسير اين آيه وتعيين يكى از احتمالات، نياز به بحث وبررسى ندارد؟
وهمچنين است ديگر آيات مربوط به معارف كه بعد وسيعى در قرآن دارند.
اين خيره سران، چون درباب معارف عنّين وعقيمند، اين نوع بحثها را ناسپاسى تلقى مى كنند، در حالى كه اين نوع بحثها ارج گذارى بر كتاب وسنت وتلاش براى فهم معانى بلندى است كه در قرآن آمده است.
البته در سنتى كه ندوى وهم فكران او به آن مى بالند،چنين معارف بلندى وارد نشده است، معارف بلند آنان را نوعاً روايات ابوهريره تشكيل مى دهد كه مى گويد: وقتى عزرائيل براى قبض روح كليم آمد، موسى با نواختن سيلى محكمى بر چهره او، يك چشم او را كور كرد[١].
درباره گفتار دوم «ندوى» كه مى گويد: «آگاهى از اين مسائل، در گرو يك رشته مبادى است كه از محدوده حس وطبيعت بيرون است، در اين صورت، چگونه انسان مى تواند به اين مسائل راه پيدا كند»؟! يادآور مى شويم: چنين انديشه اى از
[١] بخارى: صحيح مسلم ج ٧ باب فضائل موسى: فلما جاءه صكّه فقفأ عينه.