فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩١ - تفسير صحيح گسترش قدرت و اراده او
وحق اين است كه فعل بندگان با هر دو رابطه تنگاتنگ دارد.
اين تنها عقل نيست كه به موءثر بودن وجود در همه مراحل گواهى مى دهد، بلكه كتاب الهى نيز به تأثير اسباب طبيعى وعلل مادى تصريح روشنى دارد، چنانكه مى گويد:
((وَاَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَاَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَكُمْ))(بقره/٣٣).
: «از آسمان آبى فرود آورد وبه وسيله آن، ميوه هايى به عنوان روزى براى شما آفريد».
ودر آيه ديگر مى فرمايد:((اَوَلَمْ يَرَوْا اَنَّا نَسُوقُ المَاءَ اِلَى الاَرْضِ الجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ اَنْعَامُهُمْ وَاَنْفُسُهُمْ اَفَلاَ يُبْصِرُونَ))(سجده/٢٧).
«آيا نمى بينند كه ما آب را به سرزمين خشك روانه مى سازيم ودر پرتو آن كشت وكارى را پرورش مى دهيم كه چارپايان آنان و خودشان از آن مى خورند. آيا نميبينند؟»
تنها اين دو آيه نيست كه به تأثير علل طبيعى گواهى مى دهد، بلكه در اين مورد، آيات، فراوان است. بنابر اين، بايد مسئله توحيد در خالقيت را با توجه به حفظ سببيت علل طولى (مجرد ومادى) تفسيركرد و تأثير و سببيت را از علل مادى وغيره خلع نكرد، بلكه آنها را جنود الهى وسپاه غيبى دانست كه آگاهانه يا ناخودآگاه، خدا را فرمان مى برند.
وبه ديگر سخن: خدا جهان را آفريد ولى براى پديده هاى امكانى سبب وبراى هر سبب، سببى ديگر بر انگيخت، تا آنجا كه مجموع علل واسباب به او منتهى مى گردد. امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين مورد، بيان بسيار واقع بينانه اى دارند كه مى فرمايند: