فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨ - انگيزه هاى بازگشت از اعتزال
عنصر كافى در مسائل كلامى معرفى كرده است، در حالى كه مطابق اين روءيا، وى جز كتاب وسنت چيزى را نگرفته وبه چيزى اعتماد نكرده است.
در اين مورد، ابن عساكر خواب ديگرى نقل كرده كه با اين خواب نوعى تناقض دارد.علاقمندان مى توانند به همان مدرك مراجعه كنند.
گاهى گفته مى شود: شيخ اشعرى چهل سال بر مذهب اعتزال زيست، وپيشواى آنان بود، سپس پانزده روز تمام از خانه بيرون نيامد، ناگهان روزى وارد مسجد شد و برفراز منبر قرار گرفت و گفت: اى مردم من پانزده روز تمام از ميان شما غايب شدم، در اين مدت در فكر وانديشه بودم وادلّه فرق ومذاهب در نظر من با يكديگر متعارض آمد وهيچ يك بر ديگرى برترى نداشت، ناگزير از خدا طلب هدايت نمودم، مرا به آنچه كه در اين كتاب ها به وديعت نهاده ام، هدايت كرد، واز آنچه كه قبلا معتقد بودم، بريدم; آنگاه كتاب «لمع»،و «كشف الاسرار» را كه نوشته بود، به سوى مردم انداخت، در آن كتاب ها معايب معتزله افشاء شده بود، وقتى اهل حديث كتاب هاى او را خواندند، به او گرويدند واو را به رهبرى خود در زمينه مسائل كلامى برگزيدند[١].
اين نقل از جهاتى مخدوش است:
اولا: حاكى از آن است كه وى كتاب «لمع» وكتاب ديگرى به نام «كشف الاسرار وهتك الاستار» را در مدت پانزده روز نوشته است، واين بسيار بعيد به نظر ميرسد.
ثانيا: وى پس از بازگشت از اعتزال، كتاب «الابانه» را نوشته كه كپيه عقائد احمد بن حنبل است نه كتاب « اللمع» را كه كاملا يك كتاب كلامى است وشباهتى
[١] التبيين ص ٣٩ .