فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٢ - گفتار ذهبى در باره اشعرى
چنين احاديثى راه برود واين براى او كار مشكلى خواهد بود، وهر چه هم تظاهر به پيروى اهل حديث كند، به دشوارى پذيرفته خواهد شد. از اين روى، وقتى در بغداد به حضور «بربهارى»، شيخ حنابله رسيد وگفت: «يهود ونصارا، معتزله وروافض را پاسخ گفته ام وچنين وچنان كرده ام»، او سرى تكان داد وگفت: «از آنچه مى گوئى چيزى نميفهمم، اگر سخنى از احمد حنبل دارى بگو»[١].
از همان روز نخست، مكتب شيخ، مورد پذيرش حنابله قرار نگرفت، وشاگردانش نيز مورد مهر ايشان واقع نشدند. در قرن پنجم هجرى كه مكتب شيخ، به گونه اى رو به فراگيرى نهاد وشخصيت هائى مانند ابوبكر باقلانى، متوفاى٤٠٣، وابن فورك، متوفاى٤٠٦ وابوالقاسم قشيرى نيشابورى، متوفاى٤٦٥ وفرزند او عبد الرحيم قشيرى، متوفاى٥١٤، به ترويج شيوه او پرداختند، اين مطلب بر پيروان احمد بن حنبل گران آمد وناسازگارى عجيب وبى سابقه اى ميان اين دو گروه پديد آمد وتا كنون نيز اين منافرت ومطارده باقى است ،سر انجام، منهج اشعرى مكتبى شد كه نه اهل حديث آن را مى پذيرفتند ونه پيروان عقل وخرد مانند معتزله، از آن جانب دارى ميكردند، در حقيقت اين مكتب، در ميان فشار دو گروه قرار گرفت، گروهى دوست كه به مخالفت تظاهر كرده وبه تفسيق واحيانا تكفيرپيروان شيخ ميپرداختند وگروهى دشمن كه از روز نخست از هر نوع هم كارى با اهل حديث ومتظاهرين به مكتب آنان اباء داشتند، اكنون ما نمونه هائى از اين مشاجره ها را كه در حقيقت يك نوع بى مهرى در حق شيخ وپيروان اوست، منعكس مى كنيم:
١ـ گفتار ذهبى درباره اشعرى
شيخ ذهبى متوفاى٧٤٨، از ترجمه نويسان زبر دست حنابله است كه
[١] تبيين كذب المفترى ص ٣٩١ پاورقى .