فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٩ - تفتازانى اشعرى بود نه ماتريدى
سمرقند، چشم از جهان پوشيد[١].
آثار علمى كه از او به جاى مانده است، همگى حاكى از چيره دستى او در آن علوم است. اينك اسامى آنچه كه تا كنون چاپ شده است در اينجا مى آوريم:
١ ـ مطوّل، شرحى است بر تلخيص المفتاح خطيب قزوينى كه در رشته علوم بلاغت نگارش يافته است. تفتازانى در سال٧٤٨، از پاكنويس اين شرح فارغ شده و سپس آن را تلخيص كرده و «مختصر» ناميده است. در گذشته، مطول در حوزههاى علميه، محور تدريس بوده و هم اكنون مختصر او جزء كتب درسى است.
٢ ـ شرح تصريف زنجانى كه از آن در سال ٧٤٤ فارغ شده است.
٣ ـ شرح عقائد نسفيه كه از آن در سال ٧٧٨ فراغت يافته است.
٤ ـ شرح شمسيه در رشته منطق كه در سال ٧٧٢، آنر ا به پايان رسانيده است.
٥ ـ شرح مقاصد الطالبين، كه متن و شرح، متعلق به خود تفتازانى است، و در سال ٧٧٤، آن را به پايان رسانيده است، اين كتاب، مفصل ترين كتاب كلامى پس از شرح موافق سيد شريف جرجانى است.
٦ ـ تهذيب احكام المنطق كه آن را در سال ٧٧٠ در سمرقند نگاشته است[٢].
او داراى ذوق شعرى لطيفى بوده وبه زبان هاى عربى و فارسى شعر ميسرودهاست.
[١] جلال الدين سيوطى، بغية الوعاة، ٢/٢٨٥.
[٢] محمد باقر خوانسارى، روضات الجنات، ٤/٣٥ ـ ٣٦.